X
تبلیغات
آوای ویولن
طی قطعه موسیقی زمانی ممکن است ملودیی بدون همراهی، گاه چندین ملودی همزمان ، یا ملودی هایی با اکورد های همراهی کننده شنیده شود. برای توصیف این موارد گوناگون ، اصطلاح بافت موسیقایی به کار می رود.

بافت مونوفونیک: یک خط ملودیک تنها و بدون همراهی بافتی مونوفونیک ( به معنای تک صدایی) دارد . اگر به تنهایی اواز بخوانید اواز شما بافتی مونوفونیک دارد.

اجرای همزمان یک خط ملودیک توسط چند ساز یا اواز خوان همصدایی نامیده می شود که بافت مونوفونیک حجیم تر و غنی تری پدید می اورد .

بافت پلی فونیک: اجرای همزمان دو یاچند خط ملودیک که اهمیت و جذابیتی کم و بیش یکسان داشته باشند بافتی را پدید می اورد که پلی فونیک یا چند صدایی نامیده می شود. در بافت پلی فونیک چندین خط ملودیک از نظر نمود موسیقایی با یکدیگر به رقابت می پردازند. اکثر اثار باخ چنین بافتی دارند.

بافت هوموفونیک: هنگامی که یک ملودی اصلی را که با اکورد هایی همراهی می شود می شنویم، بافت موسیقی هوموفونیک است.

اگر سوالی در رابطه با این مبحث برایتان پیش امد حتما پاسخگو خواهم بود. اوا



تاريخ : شنبه سی و یکم فروردین 1392 | 22:1 | نویسنده : آوا |
چوب رهبری

همانطور که همه میدانید به معنای یک چوب باریک و کشیده میباشد که رهبر ارکستر از آن برای دادن علایمی در سکوت به یک گروه نوازنده استفاده میکند .در اوایل قرن پانزدهم اعضای گروه کر به وسیله ی یک سری کاغذ لوله شده رهبری میشدند که سل فا (همچنین واژه ای برای یک سیستم آموزشی سلفژ است )نامیده می شد .پس از آن برای تمرین ضربات در موسیقی از یک چوب کوتاه که روی میز زده میشد استفاده میکردند که گاهی با کوبیدن پا به زمین نیز به روی ضربات تاکید میشد .
به این روش بود که آهنگساز فرانسوی لولی در هنگام رهبری (ته دوم te deum)در سال ۱۶۸۷ پای خود را زخمی کرد .که زخم آن به قانقاریا تبدیل شد و در نتیجه باعث مرگ لولی شد .
در دوران باروک گروه نوازندگان از هارپسیکورد رهبری می شدند در حالیکه در دوران کلاسیک رهبری به عهده ی مایستر ویولن اول بود .
به این ترتیب که آرشه خود را با سر ضرب ها در موسیقی حرکت می داد .spohrاشپور (۱۸۵۹-۱۷۸۴) ویولنیست- آهنگساز بود که پیشرو در امر رهبری با چوب شد و در سال ۱۸۲۰ در لندن جایی که به نظر بسیار آوانت گارد میرسید چوب رهبری را معرفی کرد و تنها بدون نواختن هیچ سازی با نواختنضربات موسیقی با یک چوب ارکستررا رهبری کرد .کندلسون نیز در سال ۱۸۳۵ در لابپزیگ با چوب رهبری کرد .که هنوز این عمل به نظر یک تجربه ی جدید می رسید . ولی با این وجود در سال ۱۸۴۰ موسسه ی رهبری به طور جدی تاسیس شد .
● تاریخچه ی مختصری از مدلهای چوب رهبری
▪ چوب رهبری متروک
در قرن بیستم پوشیدن دستکش توسط رهبران ارکستر الزامی بود .واسیلی سافونفsafonof(۱۹۱۸-۱۸۲۵)اولین کسی بود که از چوب رهبری استفاده نکرد و با ترک استفاده ازآن گفت که من ده چوب رهبری با انگشتانم دارم .در سال۱۹۰۶ اعلام کرد : ” حرف من را به خاطر داسته باشید در ۱۰ یا ۱۵ سال آینده هیچ چوبی در ارکستر ها دیده نخواهد شد ” لنوپولد استوکوفمسی (۱۹۷۷-۱۸۸۲)هرگز از چوب رهبری استفاده نکرد او ترجیح میداد از انگشتان بلند و اشرافی خودا ستفاده کند .
▪ یک .دو .سه .چهار.
بیشتررهبران ارکستر از چوب در دست راست خود برای نشان دادن تمپو استفاده میکردند در حالیکه دست چپ نشان دهنده ی حالات دینامیک ها و شروع نواختن سازها بود .به تدریج یک شیوه ی جهانی نواختن ضربات با چوب به وجود آمد برای دو ضرب درمیزان , پایین بالا برای سه ضرب جنوب شرق -شمال (مانند یک مثلث )برای چهار ضرب ,جنوب.شرق .غرب .شمال
▪ طراحی چوب های رهبری :
زمان زیادی طول کشید تا اندازه شکل چوب رهبری مشخص شود .چوب رهبری برلیوز از چوب نتراشیده ی درخت لیمو بود .در حالیکه لونیس آنتوانی جولیان (۱۸۶۰-۱۸۱۲) از یک چوب جواهر نشان از درخت افرا استفاده میکرد که طول آن ۲۲ اینچ بود که با حلقه ها و مارهای طلایی و با هفت قطعه الماس روی آنها تزیین شده بود .

با تشکر از اقای منصور تاتو



تاريخ : سه شنبه بیست و نهم اسفند 1391 | 12:38 | نویسنده : آوا |
دورهٔ باروک در موسیقی هنری اروپایی از حدود ۱۶۰۰ تا ۱۷۵۰ در نظر گرفته می‌شود. باروک کلمه‌ای ایتالیایی و به معنی زمخت و ناهنجار است و از کلمه بارکو در ایتالیایی به معنی مروارید صیقل نیافته گرفته شده است. موسیقی این دوره اغلب بافت پلی فنیک دارد. مطرح‌ترین چهره‌های این دوره از موسیقی کلاسیک باخ، ویوالدی، هندل و آلبینونی هستند.

بافت پلی فنیک یعنی یک گروه ارکستر از ساز های گوناگون که هر کدام نت متفاوتی را میزند اما در کل صدای موسیقی انها دارای هارمونی می باشد.



تاريخ : سه شنبه بیست و نهم اسفند 1391 | 12:29 | نویسنده : آوا |
به گواه اشیای مکشوفه مفرغی لرستان و اواهای به یادگار مانده مویه ها و رقص های بومی که هنوز هم در میان مردم این سامان اجرا می شود، موسیقی لرستان یکی از گنجینه های کهن موسیقی اقوام ایرانی است . انواع ساز های بومی لرستان نظیر سرنا، کرنا ، دهل ، دوزله، بلور ، کمانچه(تال)، تنبک(تُمَک) می باشند.

اساتید معاصر موسیقی لرستان:زنده یاد علیرضا حسین خانی ، کمانچه نواز و بداهه خوان، امام قلی امامی(عزیزی) تنبور نواز ، نجف علی میرزایی کلام خوان و تنبور نواز اهل حق ، شاه میرزا مرادی ، سرنا نواز شهیر لرستانی که در اواخر عمر پر ثمرش از سوی جشواره اوینیون فرانسه لقب مروارید اقیانوس را گرفت ، همت علی سالم ، کمانچه نواز و ترانه سرا ، پیر ولی کریمی کمانچه نواز خلاق .

زنده یاداستاد علیرضا حسین خانی

زنده یاد استاد شاه میرزا مرادی وی در سال 1376بر اثر بیماری مزمن ریوی فوت کردند.



تاريخ : دوشنبه بیست و هشتم اسفند 1391 | 21:45 | نویسنده : آوا |

زندگي نامه استاد مهندس همايون خرم

 

     از پدري درستكار و آزاده و مادري فهيم و با احساس، پسري پا به عرصه وجود نهاد كه نام او را “همايون” گذاردند. مادرش از شيفتگان موسيقي اصيل ايراني بود و از مقام هاي موسيقي ايراني به دستگاه همايون علاقه اي وافر داشت. به همين دليل هم نام “همايون” را براي فرزند خود انتخاب كرد.

     همايون خرم در سن 10-11 سالگي به مكتب استاد صبا راه يافت و به علت استعداد شگرف در 14-15 سالگي يك شبه ره صد ساله را پيمود و به عنوان نوازنده 14 ساله، در راديو ساز تنها اجرا كرد. بعدها در بسياري از  برنامه هاي موسيقي راديو، خصوصاً در برنامه گلها، به عنوان آهنگساز، سوليست ويلن و رهبر اركستر  آثاري با ارزش ارائه داد.

     همايون به موازات فعاليت عاشقانه و در عين حال محققانه در موسيقي ايراني، از كسب علم نيز غافل نبود و در اكثر مراحل تحصيل از شاگردان ممتاز بود و تحصيلات عاليه خود را تا اخذ دانشنامه در رشته مهندسي برق ادامه داد. سمت هاي ايشان در زمينه هنر و موسيقي؛ عضويت در شوراي عالي موسيقي راديو، رهبري اركستر سازهاي ملي، استاد دانشكده موسيقي ملي و هنرستان شبانه، آهنگساز در برنامه هاي موسيقي ايراني و خصوصاً برنامه گلها، رهبري اركستر گلها و سوليست ويلن بوده است.

     تعدادي از آهنگ هاي ايشان مانند: تو اي پري كجايي(سرگشته)، امشب در سر شوري دارم (غوغاي ستارگان)، ساغرم شكست اي ساقي (طاقتم ده)، رسواي زمانه منم، آيا همه شما بي گناهيد، اشك من هويدا شد، پيك سحري، بعد از تو هم در بستر غم مي توان خفت، ساقي ببين، دل پريشانم زغم گرفته، آواي خسته دلان و ده ها آهنگ ديگر، همگي بيانگر نبوغ همايون خرم در كارآهنگ سازي است.

     شايان ذكر است همايون خرم در ضمن تسلط در نوازندگي و بداهه نوازي، آهنگسازي خلاق و كم نظير و در عين حال مسلط به ظرايف نظري و تئوريك موسيقي ايراني است و از اين نظر پژوهشگري با ارزش و محققي ممتاز به شمار مي رود.

 

آثار اجرايي :

     برنامه هاي متعدد گلهاي رنگارنگ، برنامه هاي موسيقي FM  راديو، برنامه هاي بداهه نوازي در راديو، تعدادي برنامه تك نوازان با همكاري هنرمندان ديگر به صورت همنوازي؛ همچنين همنوازي با هنرمنداني مانند شادروان استاد جواد معروفي، استاد جليل شهناز، استاد فرهنگ شريف و شادروان منصور صارمي همراه با ضرب شادروان جهانگير ملك و شادروان امير ناصر افتتاح.

آثار موسيقي ايشان به صورت كاست و لوح فشرده (CD) شامل همنوازي با استادان جواد معروفي، جليل شهناز و فرهنگ شريف هم اكنون در اختيار علاقمندان است.

 

آثار مكتوب:

1-     رديف اول چپ كوك (نواي مهر)؛ شامل آوازها، چهارمضراب ها، قطعات و تعدادي از آهنگ ها.

2-     رديف دوم راست كوك؛ شامل تعدادي از پيش درآمدها، چهارمضراب ها و رنگ ها كه هم اكنون در حال آماده سازي و چاپ است.

      از فعاليت هاي ديگر ايشان مي توان يه سخنراني درباره موسيقي ايراني در مراكز هنري و فرهنگي اروپا و آمريكا مانند دانشگاه UCLA، دانشگاه گيلان، دانشگاه پزشكي شيراز (درباره استاد صبا و موسيقي ايراني)، انجمن موسيقي فارس (درباره استاد ابوالحسن صبا)، دانشگاه علامه طباطبايي (درباره مقامات موسيقي ايراني)، فرهنگسراي ارسباران (درباره استاد علي نقي وزيري)، دانشگاه صنعتي اصفهان (درباره مشخصات موسيقي ايراني) و سخنراني هاي متعدد ديگر در تالار رودكي تهران به مناسبت هاي مختلف اشاره كرد. 



تاريخ : شنبه نوزدهم اسفند 1391 | 13:13 | نویسنده : آوا |
تاریخچه ویلن در اروپا به قرن ۹ میلادی باز میگردد.بسیاری معتقدند که ویلن نمونه تکمیل شده ساز رباب است.رباب سازی است که بعدها وقتی به اروپا آورده شد و تغییراتی در آن بوجود آمد به نام ربک در اروپا شهرت گرفت. برخی بر این باورند که ساز ویلن متعلق به یک امپراطوری هند در ۵۰۰۰ سال قبل از میلاد بوده‌است و برخی دیگر ریشه ان را در افریقا و حتی کشورهای عربی میدانند. فرمهای اولیه دارای سوراخی بودند که بر روی ساز قرار داشت اما بعدها این سوراخ از بدنه سازها حذف شدند و این ساز با چهار سیم سر اغاز ساز ویلن تکامل یافته در سالهای اینده شد. در اروپا از قرن ۱۱ به بعد ساز ویلن به صورت تکامل یافته دیده می‌شود.

از اولین سازندگان ویلن می‌توان به گاسپارو برتولونی ایتالیایی نام برد، که در برخی موارد وی را مخترع این ساز می‌دانند. از شاگردان مشهور گاسپارو برتولونی آندره آمـاتــی بود که او هم بهترین سازنده ویولن در سطح جهان یعنی آنتونیو استرادیواری ایتالیایی را پرورش داد. تا کنون کسی در جهان پیدا نشده که نه تنها بتواند هنر او را تکمیل نماید بلکه قادر نبوده ویولنی بسازد که از حیث زیبایی و صوت بتواند با ویولن‌های آنتونیو استرادیواریوس برابری نماید. جلا و ظاهر خوش ویولن استرادیواریوس چیزی در حد کیفیت خورشید که روی پوست ابریشمی تابیده باشد است





تاريخ : شنبه نوزدهم اسفند 1391 | 12:51 | نویسنده : آوا |

این ساز یک ساز بین المللی است و خاص تنها کشور ایران نیست. نی در حقیقت یک ماده طبیعی است که انسان از آن به عنوان ساز استفاده کرده است. به روایتی این ساز قدیمی ترین ساز در دنیا است. نی به عنوان قدیمی ترین وسیله موسیقی ساخت دست بشر شناخته شده است.

نی

نتیجه کاوش های بعمل آمده در این زمینه، تاریخ استفاده از گیاه نی را برای ساختن سازهای بادی در ارتفاعات آمریکای جنوبی (در کشور پرو) به ده هزار سال قبل باز می گرداند. در مصر پنج هزار سال قبل ازنی استفاده می شده است.به طور یقین در ایران هم وجود داشته است.در مینیاتورهایی که در موزه های جهان موجود است در کنار دف و سازهایی که آن زمان مورد استفاده قرار می گرفته است و به عنوان سازاصلی مطرح بوده است. تاریخ این مینیاتور ها به هزار سال قبل برمی گردد.

من در موزه ای در ایرلند مینیاتوری پیدا کرده ام مروبط به اوایل دوره صفویه وکار میرزا علی نقاش.یعنی در حدود ۴۰۰ سال قبل که با تکنیک امروز ایران می نوازد.اصولا زمانی که نی را با لب می زنند.سر نوازنده کج می شود و نی به طور مورب زیر لب ها قرار می گیرد.ولی با این تکنیک که ما در ایران استفاده می کنیم و من اسمش را گذاشته ام تکنیک اصفهان (دلیل آن هم این است که ما نوازندگانی را می شناسیم که در اصفهان از چند نسل قبل از همین تکنیک)استفاده می کردند.بعضی ها می گویند نایب اسدا… این تکنیک را ابداع کرده ولی مینیاتوری که من دیدم نشان می دهد که از ۴۰۰ سال پیش نی با این تکنیک نواخته می شده است.

در دوره صفویه هم این تکنیک متداول بوده است.به احتمال زیاد این تکنیک هم مانند خیلی مقوله های دیگر هنری که از بین می رود و دوباره برمی گردد و متداول می شود،در دوره ای این تکنیک به کار گرفته نمی شده و با لب می زدند. بعد نایب اسدا… دوباره به تکنیک قدیم برگشته و از دندان استفاده کرده است. ناگفته نماند که در ترکمنستان مردم ترکمن هم با دندان می نوازند.

من عکسی دارم که یک نوازنده و یک خواننده ترکمن را نشان می دهد، در این تصویر نوازنده نی تکنیکی بسیار نزدیک به تکنیک اصفهان دارد. و به نوعی برای صدا درآوردن از نی که از دندان های خود استفاده می کند ؛البته شیوه نوازندگی با دندان توسط ترکمن ها یک مقدار تفاوت دارد.

ترکمن ها به جای این که نی را بگذارند روی لب ها، می گذارند روی دندان هایشان و با زبانشان هوا را به سر نی هدایت می کنند. در تکنیک اصفهان نی میان دندان های فوقانی قرار می گیرد و صدای نی هم متفاوت است البته ترکمن ها موسیقی خودشان را می نوازند و طبیعتا صدای نی حالت فولکوریک دارد، مانند نی های محلی را که در ایران هم هست و صدای متفاوتی از تکنیک اصفهان دارد. مینیاتور نشان می دهد که نی رفته داخل دهان نوازنده و بین لبهایش هم باز است.یک تفاوتی میان با لب نواختن و با دندان نواختن وجود دارد.زمانی که با لب می نوازند لبها بسته هستند؛در صورتی که در تکنیک اصفهان فاصله ای بین دندان ها وهمینطور لب ها هست .

هواداخل دهان به وسیله زبان هدایت می شود و به سر نی برخورد می کند تا صدا تولید شود. در این تکنیک صدا پشت دندان های ردیف بالاو در داخل دهان تولید می شود؛به همین علت کیفیت صدا کاملا با زمانی که نی خارج از دهان باشد متفاوت است.

در این مینیاتور سرنوازنده عمودی است و دهان نوازنده باز است ولی در همان ردیف مینیاتور ها گاهی نشان داده شده که گردن نوازنده کاملا کج است، اگر نی نوازهای ترک را دیده باشید در قونیه و بر سر مزار مولانا خیلی این حالت گردن و سر کج را بیشتر نشان می دهند؛ چون زمانی که می چرخند سر و گردن را کج می گیرند که فلسفه ای برای خود دارد و این را روی نی بیشتر نشان می دهند و در زمان نواختن این ساز یک حالت افتاده به خود می گیرند و گردنشان را کج می کنند؛ در صورتی که درتکنیک اصفهان سر را راست می گیرند و همین حالت و زاویه سر در این دو تکنیک کاملا متفاوت است این توضیحات به این منظور است که روشن کنم که تکنیک اصفهان در این مینیاتور کاملا مشخص است و زمان آن بر می گردد حداقل به ۴۰۰سال قبل.



تاريخ : شنبه پانزدهم مهر 1391 | 12:33 | نویسنده : آوا |

مقدّمه: 

هنر از الفاظی است كه در طول زمان با معانی گوناگون همراه بوده است. هنر در بینش دینی ما از یك زمینه‌ی فطری برخاسته است كه تربیت انسانی فرزانه و فرهیخته را نوید می‌دهد. انسانی كه به عواطف، احساسات، تخیلات و اندیشه‌ی خود جهت الهی داده و پیام خویش را در قالب یك رشته‌ی هنری به جامعه‌ی انسانی هدیه می‌دهد. 

كودكان با انجام فعالیتهای هنری خود جهان و خالق جهان را بهتر می‌شناسند. هنرمند لحظه به لحظه به دنبال حقیقت است و سعی دارد از بودن فعلی عبور كند تا به شدن آرمانی خویش برسد و كمال یابد. هنرمند متعهد امروز باور دارد كه تربیت انسان فردا را عهده‌دار است. هنر باعث می‌شود كه هنرمند پیوسته در كار آفرینش زیبایی‌‌ها و نمایاندن آنها به مردم باشد. موسیقی نیز بخشی از هنر است. هنری كه زیبایی‌‌های خاص خود را دارد. و در بخش تربیت شنوایی كودكان و انسانها نقش مهمی را ایفا می‌كند. هدف از تربیت صحیح درآموزش موسیقی بالا بردن دقت گوش و آشنا شدن صحیح با پدیده‌ی صدا و ریتم است. سازمان یونیسف از سالها پیش آموزش موسیقی را بعنوان یكی از اركان مهم و ضروری آموزش در كلیه‌ی مدارس دنیا مقرر كرده است. ضرورت آموزش موسیقی به این دلیل است كه می‌تواند نقش مهمی در تعاملات اجتماعی و فرافكنی احساسات كودك ایجاد كند تا جائیكه كه در همه‌ی جهان از موسیقی برای تعدیل انرژی و تقویت مهارتهای حسی و حركتی كودك استفاده می‌گردد. 

تعریف هنر:

لفظ هنر در زبان سانسكریت از دو واژه «سو» به معنای نیك و هر چیز خوب و نیك كه فضایل و كمالاتی بر آن مرتبط است و «نر یا نره» به معنای زن و مرد تشكیل شده است. این واژه وارد زبان فارسی شده و در اوستا به شكل «هونر» درآمده است. كه از صفات اهورامزدا به معنای نیك و خوب است. در فارسی میانه و پهلوی و پس از آن در دوره اسلامی به صورت « هنر» و به معنای انسان كامل و فرزانه و هم به معنای كمال و فضیلت آمده است. 

در لغتنامه دهخدا هنر به معنای علم، معرفت، دانش، فضل، فضیلت، كمال، كیاست، فراست و زیركی آمده است. 

هنر دو بعد دارد: یك بعد دلالت بر فرزانگی، فرهیختگی و كمال و بعد دیگر آن توانایی بیان افكار، احساسات، عواطف، تخیلات و تفكر در قالب یكی از رشته‌‌های هنری است. 

آمیزه‌ای از این دو بعد، هنرمندی است كه زیبایی‌‌های جهان را شناخته و جهان را در كمال زیبایی می‌بیند. 

هنر و هوش: 

همه افراد از تمام مقوله‌‌های هوشی بهره مندند. ولی اگر فرد از آموزش، تشویق و استغنای محیطی كافی برخوردار باشد قادر خواهد بود هر یك از مقوله‌‌های هوشی خود را تا سطح بالایی از عملكرد توسعه دهد. مقوله‌‌های هوشی از طریق شركت در فعالیتهای جمعی و فرهنگی به تحرك واداشته می‌شود و توسعه می‌یابد. انواع هوش در تركیب با هم می‌توانند در حوزه‌‌های هنر بكار گرفته شوند و از آنها برای تولید یا فهم آثار هنری استفاده شود. 

هنر و تمایلات فطری كودكان:

دانش‌آموزان با انجام فعالیت‌‌های هنری خود، جهان و خالق جهان را بهتر می‌شناسند، حس زیبایی‌شناسی خود را توسعه می‌دهند، حواس پنجگانه، تفكر، تخیل و هوش آنها نیز تقویت شده است و استعدادهای درونی و خلاقیت شان شكوفا می‌شود. در فرایند تولید هنری احساس، عواطف و اندیشه توأم می‌شود و حاصل همراهی آنها با ابزار و مواد مورد نیاز محصول هنری است كه فرد تولید می‌كند. 

به جرأت می‌توان گفت كه همه كودكان فعالیتهای هنری را دوست دارند. آنها در این گونه فعالیتها و هنگام انجام دادن كارهای عملی نظیر طراحی، ساختن و نواختن، شكست و پیروزی را تجربه می‌كنند و به این ترتیب زمینه‌ای برای بروز خلاقیت و احساسات آنها فراهم می‌شود. 

دانش‌آموزان دوره ابتدایی و یا بهتر بگوییم كودكان از آنجا كه به فطرت الهی خود نزدیكتر هستند و صفاتی نظیر گرایش به آرامش، پاكی و حتی زیباتر كردن محیط و علاقمندی به نیكی‌‌ها در آنها مشهود است، به همین خاطر دارای ذهن خلاق تری هستند. ودر خلق چیزهای زیباتر و جذابتر حضور ذهن فعالتری دارند. آنها قادرند با شنیدن قصه‌‌ها و حتی گوش دادن به یك قطعه موسیقی به راحتی عواطف خود را بیان كنند و در دنیای خیال خود پرواز كنند. كودكان در آواز خواندن، شادی و خوشی را در می‌یابند و آن را بعنوان قسمتی از زندگی روزمره می‌پذیرند، خصوصاً وقتی كه معلم آواز می‌خواند یا آهنگی را هنگام بیرون رفتن بچه‌‌ها در پایان كلاس می‌خواند. زمانی كه كودك در بازیهای موسیقیایی شركت می‌كند براحتی عناصر موسیقی را درك می‌كند. پس فعالیتهای هنری در هر زمینه‌ای كه باشد برای نشان دادن این دنیای خیالی فرصت مناسبی است. 

«در هر انسانی چه جوان، چه پیر ذوق خلاقانه وجود دارد زیرا همه ما از تمایل فطری برای استفاده از دستهای خود و نیز مواد لازم بعنوان ابزارهایی برای بیان هنری برخورداریم» (جان لنكستر)

تأثیر هنر بر كودكان:

هنر همیشه به گونه‌ای است كه فطرت پاك كودكان را به خوبی نمایان می‌سازد و خصلت‌‌های نیك آنها را توسعه می‌دهد واز آنها كودكانی با اعتماد به نفس و هوش سرشار می‌سازد. مطالعات دانشمندان نشان می‌دهد فعالیتهای هنری مهارتهای كلامی كودكان را پرورش می‌دهد و قدرت بیان غیر كلامی آنها را وسعت می‌بخشد وبرصبروتحمل آنها می‌افزاید وآنها را به نظم وتمیزی پایبند می‌كند. 

هنر كودكان را در برقرای ارتباط توانا می‌سازد و رشد عاطفی، اجتماعی و اخلاقی آنان را متعادل می‌كند. كودكانی كه در یك زمینه خاص هنری فعالیت دارند از فهم و درك كاملتری برخوردار هستند. از این رو فرد با آگاهی و توانایی‌‌های خود به اعتماد به نفس بیشتری دست می‌یابد و این خود باعث می‌شود كه زمینه تلاش بیشتر و موفقیت را در امور دیگران هم فراهم آورد و اینها از نقش‌‌های اولیه فعالیتهای هنری هستند. 

«دانش‌آموزانی كه به فعالیتهای هنری اشتغال دارند از موفقیت و پیشرفت تحصیلی و آموزشی بیشتر و بالاتری برخوردارند». (محمود مهر محمدی) 

موسیقی بعنوان یك فعالیت هنری:

انسان بخش عظیمی از آگاهی‌‌های خود را از طریق صداهایی كه می‌شنود بدست می‌آورد. صوت یا صدا موجی مكانیكی است كه در اثر ارتعاش اجسام تولید می‌شود و در هوا انتشار می‌یابد و پس از رسیدن به گوش بوسیله حس شنوایی شنیده می‌شود. از دیدگاه فیزیكی صداهایی كه امواج منظم، هماهنگ و متوالی دارند اصوات موزون نامیده می‌شوند. این اصوات احساس مطبوع و خوشایندی را در شنونده برمی‌انگیزد. بنابراین می‌توان موسیقی را نوعی هنر نامید. هنری كه بواسطه ی آن افراد می‌توانند با ایجاد اصوات منظم و موزون بر اطراف خود اثربگذارند. 

تأثیرات موسیقی بر شكل گیری شخصیت كودك:

حساسیت انسان به موسیقی از دوران جنینی آغاز می‌شود. موسیقی و هنر تا به امروز در آموزش دوران اولیه كودكی جایگاهی بلندمرتبه داشته است. چنانچه از این هنر در جهت صحیح و سالم خود استفاده شود تأثیرات شگرفی در شكل گیری شخصیت سالم كودك خواهد داشت در غیر این صورت اثرات مخرب آن جبران ناپذیر خواهد بود. 

اثرات مخرب موسیقی ناسالم:

نیاز كودك به تربیت شنیداری، اگر ناصحیح صورت بگیرد اثرات بسیار مخرب و تأثیرات بسیار منفی بر آینده كودك خواهد گذاشت. تقریباً اكثریت موسیقی‌‌هایی كه برای كودكان پخش یا خوانده می‌شود مناسب ذهن و گوش كودكان نیست و غالباً لحن ملودی‌‌های آن یك موسیقی هیجانی یا بصورت عامیانه كافه‌ای است كه اصلاً ملودی‌‌هایش ارتباطی با رشد گوش كودك ندارد. ملودی‌‌هایی از این دست برای بچه‌‌ها مضر است. اگر كودك به این ملودی‌‌های تأثیر برانگیز عادت كند باعث آشفتگی در حوزه عاطفی و عدم توانایی تمركزش در آینده می‌گردد و ارتباط حقیقی، عینی و واقع گرایانه‌اش با محیط الكی خوش می‌شود. امروزه در مراكز فروش آثار صوتی تقریباً آثار متناسب با ذائقه و روحیه كودكان كه پرنشاط و ساده باشد بسیار اندك است و متاسفانه كودكان ما با موسیقی‌‌های رپ و غیره كه بسیاری از مفاهیم‌شان تناسبی با سن آنها ندارد ارتباط پیدا كرده‌اند. 

در سال 2001 دانشندانی چون بان بری (Banbure) ، ماكن (Machen)،  ترمبلی (Tremblay) و جونز(Jones) پژوهشهای مشابهی را درباره تأثیر صداهای غیر مرتبط با یكدیگر بر فرایند فطری فرد انجام دادند و به این نتیجه رسیدند كه صداهای نامربوط، تأثیر بسیار منفی بر حافظه، مخصوصاً حافظه كوتاه مدت می‌گذارند. آنها همچنین متوجه شدند كه عنصر اصلی تأثیرگذار بر این تخریب حافظه نتیجه تغییرات آكوستیك در این صداهاست. نتیجه پژوهشها نشان داد صداهای غیر مرتبط با هم كه بصورت تكراری و مستمر شنیده می‌شوند چندان تأثیری بر حافظه فرد نمی‌گذارند. بماند كه اثری مخرب بر روی حافظه و یادگیری دارد. 

اغلب پژوهشهایی كه در این زمینه انجام شده تقریبا به یك نتیجه رسیده‌اند و آن اینست كه موسیقی راك روی حافظه تأثیر منفی دارد و موسیقی كلاسیك و سنتی مثبت‌ترین اثر را داراست. 

چقدر خوب می‌شد كه این فرهنگ در میان مردم ما رواج یابد كه بجای موسیقی ترس(رپ) به موسیقی عشق (سنتی) گوش كنند. 

اثرات مثبت موسیقی و ضرورت آموزش آن:

لالایی آواز عشق و آرامش و امنیت است. نغمه‌ای كه بر حس شنوایی كودكان تأثیر می‌گذارد. فضای مهرآمیزی كه بوجود می‌آید و بالاخره تكانهای آرام آرام در آغوش مادر همه و همه باعث می‌شود كه حواس مختلف كودك بطور چشمگیری تحریك شود و در نتیجه مغز او رشد و تحول یابد. 

انسان بخش عظیمی از آگاهی‌‌های خود را از طریق صداهایی كه می‌شنود بدست می‌آورد. عادت به شنیدن اصوات سالم، روح را آرامش و اطمینان می‌بخشد، باعث كاهش ضربان قلب می‌شود، حافظه را تقویت می‌كند، تفكر را توسعه می‌دهد و در یادگیری تأثیر بسیار دارد. كودكان صداهای زیبا را دوست دارند واز شنیدن و تقلید كردن آنها لذت می‌برند. از این رو می‌توان با جلب توجه دانش‌آموزان به اصوات و نغمه‌‌های زیبای طبیعت به آنها در تربیت شنوایی و شناخت هر چه بهتر هنرهای شنیداری كمك كرد. 

بعضی از اصوات باعث خوشحالی و شادی می‌شوند. زیرا حالت آهنگین و تأثیرگذار آن را بخوبی می‌توان احساس كرد. و بعضی صداهای دیگر مانند صدای ماشین پیش از رویت در كودك احساس امنیت ایجاد می‌كند. یا صدایی مانند تیك تیك ساعت باعث می‌شود او بهتر بتواند موقعیت خود را در محیط شناسایی كند. همه والدین می‌دانند یك اسباب بازی موزیكال برای كودك بسیار سرگرم كننده است. زیرا موسیقی آن باعث آرامش او می‌شود و حركات آن او را تحت تأثیر می‌گذارد. 

« موسیقی می‌تواند دو كار انجام دهد: می‌تواند مانند پلی باشد كه فاصله انسانها را به هم نزدیكتر كرده و تفاوتهایشان را كمرنگتر نماید یا می‌تواند شكاف بین افراد را عمیقتر و مشكلات آنها را بزرگتر كند كه البته موسیقی رپ نقش دوم را دارد». (فیل كالینز)

« موسیقی كه یك نجیب زاده گوش می‌كند نرم و لطیف است و باعث متعادل ساختن رفتار و خلق و خوی او می‌شود. چنین مردی هرگز ناراحتی و كینه به دل نمی‌گیرد. خشم و زورگویی برای این مرد بیگانه است». (كنفوسیوس)

    موسیقی یك نیروی پرقدرت است و اغلب ما وقتی به آن می‌اندیشیم ابتدا اثرات هیجانی ایجاد شده توسط آن به ذهن مان می‌رسد. روانكاوان معتبر قدرت ایمن بخش موسیقی بر روی روح و روان را تایید می‌كنند. آنها اعتقاد دارند كه موسیقی باید بخشی از كارها باشد. چرا كه موسیقی تا عمق درون انسانها نفوذ كرده و روح آنها را لمس می‌كند و زمانی كه روشهای دیگر كارساز نباشد موسیقی می‌تواند ریشه مشكلات بیماران را آشكار سازد. 

 « موسیقی به ما آرامش می‌بخشد، به ما انرژی می‌دهد واحساس رضایت را در ما ایجاد می‌كند و بدون آنكه بدانیم چرا، باعث گریه یا خنده ما می‌شود».  (چارلز كینگری)

موسیقی و عشق با یكدیگر عجین هستند و انرژی مثبت را به كودكان و حتی بزرگسالان منتقل می‌كنند. ما با فرستادن ارتعاشات و انرژی‌‌های مثبت موسیقی به كودكان می‌توانیم با ترس و نفرت و بیماری‌‌های روحی آنها مقابله كنیم. 

یك نظریه عامی وجود دارد كه موسیقی و صدا هیجان و عواطف ما را عوض می‌كند. موسیقی می‌تواند به ایجاد یك زمان دلپذیر كمك كند، احساسات را تغییر دهد و روی باورها اثر بگذارد. 

بسیاری از دانش پژوهان و دانشمندان و حتی امروزه دانشجویان برای اینكه به فرایند یادگیری خود كمك كنند هنگام مطالعه به موسیقی گوش می‌دهند و این كار صرفاً برای لذت بردن نیست آنها با این وسیله محیط یادگیری بهتری را برای خود فراهم می‌كنند. 

محققان دانشگاه كالیفرنیا می‌گویند: « آموختن موسیقی سخت‌افزار مغز انسان را تقویت می‌كند». 

مجله ی نیچر در شماره‌ی سپتامبر 1994 خود گزارشی منتشر كرده است كه بر حسب نتایج آزمایشها، درس موسیقی در مدارس بر رفتار كودكان تأثیر بسیار می‌گذارد و درتقویت فراگیری و تمركز فكر و شكوفایی استعدادهای آنان بسیار موثر است.

 « موسیقی نه تنها تحول هوش موسیقیایی را ترفیع می‌دهد بلكه برای كودكان در اندوختن لغات، درك سمبلها، دریافت حسی از وقایع و خاطرات و همچنین آموزش شنیداری بسیار مفید است ». (گاردنر)                            

« تحقیقات نشان می‌دهد آموزش موسیقی در كودكان پیش از دبستان باعث افزایش استدلال زمانی – فضایی در آنان می‌شود» (راچر)

 دست آورد كیفی دیگر از برنامه آموزش موسیقی افزایش « حرمت خود » در كودكان است كه بعنوان پایه و زیرساخت در تمرینات كودكان درنظر گرفته می‌شود. پاسخهای ریتمیك به آوازها، بدن را بخوبی ذهن درگیر می‌كند. در میان كودكان كسانی كه بسختی درمورد خودشان صحبت می‌كنند و یا از مشاركت در تجربیات هنری سرباز می‌زنند ممكن است كه از درك جنبه حركتی و هیجانی فعالیتهای موسیقی لذت ببرند. از این رو تشویق كودكان به خلق موسیقی مخصوص خودشان تجربیات بیشتری را در ارتباط با آن می‌سازد. 

« حرمت خود در كودك با درك آواز خودش بعنوان یك فرد لایق در ارتباط است». 

 « هندریك » 

بدین ترتیب درحالیكه كودكان مشغول یادگیری هستند آنان تفكر من می‌توانم را بطور طبیعی درخود گسترش می‌دهند. 

« كودكان اغلب با شركت در فعالیتهای موسیقی احساس شایستگی می‌كنند. همینطور حركت در موسیقی تحول استعداد حركات بدنی را در كودك تشویق می‌كند». 

 « گاردنر »

انتخاب موسیقی برای كودكان پیش دبستانی می‌تواند به آنها در احساس موفقیت كمك نماید. پس می‌توان در مجموع گفت كه اگر تربیت شنوایی بدرستی انجام گیرد:

1-  حس زیبا دوستی و زیبا‌شناسی پرورش می‌یابد. 

2- روحیه تعالی جویی و كمال طلبی توسعه می‌یابد 

3- تلطیف روحی صورت می‌گیرد و شادی و نشاط ایجاد می‌كند. 

4- توانایی تمركز افزایش می‌یابد. 

5- دقت شنوایی و نظم ذهنی بیشتر می‌شود. 

6- حافظه شنیداری رشد می‌كند. 

7- هوش موسیقیایی توسعه می‌یابد. 

8- ذائقه شنوایی زیبا پسند می‌شود. 

9- آلودگی‌‌های صوتی در محیط كمتر می‌شود. 

10- تخیل تقویت می‌شود و تفكر توسعه می‌یابد. 

11- مفهوم درك زیبایی از شنیده‌‌ها عینیت می‌یابد. 

12-اگر اجرای موسیقی بصورت كارگروهی اجرا شود باعث تقویت روحیه جمعی می‌گردد. 

13- كار گروهی باعث ایجاد نشاط و آرامش هم در امر آموزش و هم در كار پژوهش می‌شود. 

14- تقویت مهارتهای اجتماعی، جسمانی، حركتی، زیبا شناختی و ذهنی را موجب می‌گردد. 

15- تقویت بنیانهای خانوادگی و اجتماعی از طریق كاركرد موسیقی ارتقاء می‌یابد. 

16- باعث تقویت بنیانهای ادبی و كلامی در زبان كودك می‌شود. 

17- باعث رفع اختلالات زبانی در كودكان دچار اختلالات تكلم و كودكانی كه در مراحل ابتدایی صحبت كردن هستند می‌شود. 

18- باعث رفع اختلالات حركتی و رفتاری دانش‌آموزان می‌شود. 

19-بسیاری از سوژه‌‌های اسطوره‌ای، ملی و مذهبی را می‌توان از طریق موسیقی برای كودكان متجلی كرد. 

20- تقویت و دامن زدن به فضای احساس پویای رقابت و مسابقه كه در نهایت به رشد كودك كمك می‌نماید.

موسیقی کودک

موسیقی کودکدر معرض موسیقی قرار گرفتن و شرکت فعال در خلق آن می‌تواند زندگی یک کودک را هم آنی، هم در بلندمدت غنا بخشد و در او خلاقیت و شکوفایی برانگیزد. ارزش‌های فرهنگی را به وی منتقل کند و به رشد جسمانی، فکری و اجتماعی او کمک کند. بعد از سال‌ها کاهش بودجه‌های مربوطه، مسئولان حوزه‌های آموزشی در آمریکا در ش‍ُرف بازگرداندن برنامه‌های موسیقی و سایر هنرها به مدارس هستند. در سال ۱۹۸۰ تنها در دو ایالت آموزش هنر برای فارغ ‌التحصیلی اجباری بود؛ اکنون در ۲۸ ایالت چنین است.
به نقل از سایت سوره تحقیقات نشان داده است که گوش دادن به موسیقی، اثرات مثبت کوتاه‌مدت و بلند‌مدت بر قدرت استدلال انتزاعی۱ دارد. معروف‌ترین این مطالعات به نام «اثر موتزارت»۲ است. در این بررسی دانشجویانی که به یک سونات پیانوی موتزارت گوش داده بودند، هشت نمره بالاتر از گروه کنترل در تست هوش کسب کردند. در مطالعات دیگر، مهارت‌های ذهنی کودکان پیش دبستانی و دبستانی، ‌پس از آموختن موسیقی‌، پیشرفت‌های محسوسی نشان داده است.
توجه دوباره به افزودن موسیقی به برنامه درسی مدارس همچنین متأثر از کار روان‌شناس معروف «هاوارد گاردنر»۳ است. این روان‌شناس در مطالعه مهم خود به نام «چارچوب‌های ذهنی»۴ محدودیت‌های مفاهیم سنتی هوش را به چالش کشیده است و توانایی‌های موسیقی را یکی از هفت مبانی هوش شناخته که باید پرورانده و تقویت شود.
رابطه یک کودک با موسیقی، قبل از تولد آغاز می‌شود. مطالعات نشان داده است که نوزادان در صورتی که در سه ماه آخر حاملگی به نغمه‌های موسیقی گوش داده باشند رفتارشان تغییر می‌کند. نوزادان به شدت۵ و نواک۶ صداها حساس‌اند و حتی عکس‌العمل‌های متفاوت به سبک‌های متفاوت موسیقی دارند. در اولین ماه‌های تولد، نوزادان، قدرت چشمگیری برای تشخیص نواک‌های مختلف دارند و در سه ماهگی، کودک می‌تواند نواک‌های مشخص را با دقت بسیار تکرار کند. حس نواک در کودک، همچنین در رشد قدرت تکلم او نقش دارد. این احساس، الگوی تکلم بزرگسالان را قابل فهم‌تر می‌گرداند. در آغاز، نواک‌ها و ریتم‌‌های مکالمه کودکانه که «به زبان مادر یا اولیا»۷ شناخته می‌شود، اغراق‌آمیز است.
پس از آن، خصوصیات تکلم عادی بزرگسالان را به خود می‌گیرد مانند وقتی که صدا در پایان یک جمله سؤالی اوج می‌گیرد. همچنین شناخت ساختارهای موسیقی که در فرهنگ او وجود دارد، در کودکی آغاز می‌شود. کودکان شش‌ماهه، قادرند که ارتباط‌های تونال را در طیف وسیعی از گام‌های موسیقی تشخیص دهند. این قدرت در مورد فرهنگ‌هایی که با فرهنگ خودشان تفاوت‌های عمده دارد هم صادق است. در یک سالگی این باز بودنِ ذهن کودک کم‌کم از بین رفته و انتظارات موسیقایی کودک با فواصل صوتی موسیقی فرهنگ خود او شکل می‌گیرد.
کودکان، تلاش‌های ابتدایی خود را برای آواز خواندن از هشت ماهگی هم می‌توانند آغاز کنند و از خود صداهای موسیقایی درآورند و تا دوازده ماهگی قدرت خود را برای تکرار الگوهای نواک مشخص نشان می‌دهند. تا هجده‌ ماهگی هماهنگی بین حرکات و ریتم و توانایی تکرار فواصل ملودیکِ به‌خصوص (در مقابل نواک‌های تکی)، رشد می‌کند. وقتی آواز خواندن واقعی آغاز می‌شود، ‌بین سال‌های دوم و سوم زندگی، ابتدا کلمات را می‌آموزد، پس از آن ریتم و سپس نواک. تا پنج سالگی، کودک صاحب رپرتوآری از آوازهاست.
بچه‌های کودکستانی می‌توانند نوعاً عبارات موسیقایی را تشخیص دهند و مفهوم سرعت۸ و پویایی۹ را می‌فهمند. (سرعت به معنای تندی یا کندی و پویایی به معنای قوت یا نرمی صدا).
هفت‌ساله‌ها تفاوت‌های نواک را حتی به کوچکی ۴/۱ پرده می‌توانند دریابند. بین سن پنج تا هشت سال حساسیتی نسبت به مفهوم مایه۱۰ (قطعه در چه گامی است) در او رشد می‌کند و همراه آن قدرت تشخیص تغییرات در هارمونی. همین حساسیت در او برای تشخیص مایه‌های ماژور و مینور ظهور می‌کند و کودک می‌تواند انتقالات گام‌ها در ملودی را تشخیص دهد یا فرودهای۱۱ ناتمام را مشخص کند. (منظور کادانسی است که روی درجه І گام تمام نمی‌شود.)
یک استعداد خاص در موسیقی که می‌گویند تحت تأثیر هم محیط و هم وراثت است، موضوع نواک تام۱۲ است، یعنی کودک قادر است که نواک دقیق هر صدا را تشخیص داده و به نوبه خود هر نواک را به دقت بازسازی کند بدون آنکه نواکی آغازین به عنوان نقطه مرجع داشته باشد. (به کسی که بتواند نواکی را با کمک نقطه عطف به‌خصوص بخواند، ‌که خود مهارتی به‌خصوص و باارزش است‌، نواک نسبی۱۳ می‌گویند.)
گرچه بسیاری از موسیقی‌دانان تربیت‌شده نواک تام ندارند، ولی تربیت موسیقی به رشد این استعداد کمک می‌کند و در میان موسیقی‌دانان حرفه‌ای متداول‌تر از مردم عادی است. تحقیقات اخیر نشان داده که نواک تام در خانواده‌ها ارثی است. محققان به دنبال مطالعه DNA بعضی از این خانواده‌ها هستند تا شاید ژن به‌خصوص آن را پیدا کنند.

یکی از بهترین راه‌هایی که پدر و مادر می‌توانند علاقه به موسیقی را در کودکان خود برانگیزند، آن است که خود نمونه مثبتی برای آنها شوند، عشق خود را به موسیقی نشان دهند، بچه‌های خود را از سنین بسیار پایین با موسیقی و کنسرت آشنا کنند و برای آنها و به همراه آن‌ها در منزل آواز بخوانند.

نوزادانی که در منزل موسیقی می‌شنوند اغلب حتی پیش از حرف زدن می‌توانند آواز بخوانند. از اول، والدین می‌توانند فرآیند آشنایی کودک را با موسیقی از طریق آواز خواندن برای او تقویت کنند.
نوزادان، ‌در همه جای دنیا‌، لالایی و آوازهای آرام دیگر را که دارای نواک محدود و الگوی ملودی ساده و تکراری هستند ترجیح می‌دهند. در اواسط سال اول می‌توان آوازهای زنده‌تری را بر آنها افزود و آوازهای سؤال و جوابی‌مانند
«Old McDonald» را با شرکت کودکان و حرکات موزون با آن‌ها خواند. آوازهای مورد علاقه بیشتر آنهایی هستند که اشعاری درباره حیوانات یا با صدای حیوانات دارند و یا به قسمت‌هایی از بدن اشاره دارند که می‌توانند همراه با ریتم آهنگ لمس شوند. آواز خواندن می‌تواند نوزاد را آرام کند و تسلط او را بر لغات تقویت کند. این کار می‌تواند همراه با انجام کارهای متداول در منزل و خانواده باشد.
نوزادان همچنین می‌توانند از گوش دادن به اسباب‌بازی‌های موسیقی‌دار و اسباب‌بازی‌های حیوانات که آواز می‌خوانند بهره بگیرند. بین سنین شش تا نه ماهگی می‌توانند با وسایل موسیقی به شکل اسباب‌بازی‌های کوکی بازی کنند.
در این مرحله کودک دوست دارد تا از صداها تقلید کند و با موسیقی حرکت کند. پدر و مادران نباید از اینکه کودک یک آواز را خارج بخواند یا ضرب مناسب را حفظ نکند نگران شوند.
این‌ها قدرت‌هایی هستند که بعدها رشد خواهند کرد. رشد موسیقی در کودکان می‌تواند به وسیله شنیدن انواع موسیقی به‌خصوص موسیقی زنده و موسیقی‌هایی که کودک دوست دارد تقویت شود. بازی‌های با موسیقی هم که شامل هم آواز خواندن و هم حرکت باشد، در همین جهت مؤثر است. در این مرحله کودکان همچنین می‌توانند از وسایل با ریتم ساده استفاده کنند. مانند زدن روی طبل یا سازهای کوبه‌ای دیگر، تکان دادن ماراکس واقعی یا خانگی (نوعی جغجغه) و به صدا درآوردن ب‍ِلز. برای کودکان در این مرحله می‌توان در تمام مدت روز، چندین بار آواز خواند حتی در درون اتومبیل.

کودکان پیش‌دبستانی می‌توانند بازی‌های زیر و بمی صوتی را انجام دهند و آغاز به شناسایی صدای سازهای مختلف کنند و با عکس‌های آن‌ها تطبیق دهند. اگر در منزل پیانو وجود داشته باشد می‌توانند با آن آغاز به تمرین کنند. بازی‌هایی که شامل دست زدن و حرکت هنگام موسیقی است و با حرکت موسیقی جلو می‌رود و می‌ایستد، در این سنین بسیار محبوب هستند.
در جریان یاد گرفتن و تسلط بر آوازها که در آن شعرخوانی فردی و آواز جمعی پشت سر هم می‌آیند، کودک به فرم‌های موسیقی آگاهی می‌یابد. کودکان پیش‌دبستانی همچنین می‌توانند حکایات کوچک درباره آهنگسازان و آهنگ‌های آن‌ها یاد بگیرند.
رویکردهای گروهی سیستماتیک مختلف برای آموزش موسیقی، که همگی از خارج آمده‌اند، در مقطع پیش‌دبستانی آغاز می‌شود.
معروف‌ترین آن‌ها، برنامه پرورش استعداد «سوزوکی» است، که به وسیله مربی ژاپنی به نام «شینیچی سوزوکی»۱۴ آغاز شد. این برنامه روشی است برای آموزش ویولن، که بعدها به آموزش پیانو و سایر سازها گسترش پیدا کرد. روش سوزوکی، ‌که بر پایه روش یاد گرفتن زبان مادری است‌، از طریق پیروی از قدم‌هایی که یک کودک زبان می‌آموزد، به او موسیقی یاد می‌دهد. در این برنامه، اول گوش دادن است و سپس تقلید و در مرحله آخر خواندن و نوشتن.
 کودک در آغاز به نوار قطعات موسیقی مورد نظر گوش داده و سپس آن ‌را حفظ می‌کند. پس از آن مطالعه مفاهیم موسیقی در درس‌های بعدی او گنجانده می‌شود.
پدر و مادران که هم در درس‌های خصوصی و هم در کلاس‌های دسته‌جمعی شرکت می‌کنند، در جلسات تمرین شرکت فعال داشته و هم‌پای کودکان خود یاد می‌گیرند. گروه‌بندی‌های دسته‌جمعی مرتب، برای اجرای موسیقی با سایر کودکان جزء جدانشدنی این برنامه است.
یک برنامه دیگر ژاپنی، برنامه پرورش موسیقی «یاماها»۱۵ است، که هم در موسیقی کلاسیک و هم موسیقی‌های عامیانه، زمینه‌های اولیه را در دسترس دانش‌آموزان قرار می‌دهد. کودکان بین چهار تا شش سال در کلاس‌های هشت تا دوازده نفره یک برنامه آموزشی دو‌ ساله را به‌تدریج و مرحله به مرحله دنبال می‌کنند و والدین در تمام فعالیت‌ها حضور داشته و کودکان خود را در منزل یاری می‌کنند. فعالیت‌ها شامل آواز خواندن و حرکات کامل جسمانی است که در طی آن مقدمات «کیبورد» را می‌آموزند ولی هیچ نوع آموزش پیانو یا سازهای دیگر صورت نمی‌گیرد.
یک برنامه دیگر «دال کروز یوریتمیک»۱۶ است که در کنسرواتوار موسیقی ژنو به وسیله «امیل ژاک دال کروز»۱۷ تدوین شد و تکیه آن بر حرکات جسمانی و خلاقیت است. کودک اصول اولیه موسیقی مانند ملودی، ریتم و دینامیک را از طریق حرکات طبیعی و یاد می‌گیرد. همچنین سیلاب‌های سلفژ (دو‌ـ‌ رـ می‌ـ فاـ سل‌ـ لاـ سی)، تربیت گوش و بدیهه‌نوازی روی «کیبرد» را همراه با sight- singing مطالعه می‌کنند. روش آموزش «دال‌کروز» از طریق برنامه‌های ویژه به طور معمول با همکاری مدارس موسیقی اجرا می‌شود.
موسیقی کودکبعضی معلمان خصوصی هم از روش‌های آن برای تدریس ریتم استفاده می‌کنند.
دو روش دیگر که هر دو به وسیله آهنگسازان معروف قرن بیستم اروپایی ساخته شده‌اند، وجود دارد که شامل استفاده از آهنگ‌های محلی به عنوان مقدمه‌ای به موسیقی هستند.
روش «کار مدرسه اُرف»۱۸، ‌که به وسیله آهنگساز آلمانی به نام «کارل اُرف»۱۹ در سال ۱۹۵۰ تدوین شد بر رقص و فعالیت‌های ریتم‌دار تکیه دارد و هم از آهنگ‌های محلی و هم از ساختارهای محاوره‌ای که از طریق آهنگ‌های کودکستانی و بازی‌های بچه‌ها ابداع شده است استفاده می‌کند.
 این روش همچنین با سازهای کوبه‌ای خاصی که توسط ارف توسعه داده شده و می‌توانند هم ریتم و هم ملودی به وجود آورند شناخته می‌شود. بسیاری از معلمان موسیقی در مدارس خصوصی و دولتی از روش‌های اُرف به عنوان قسمتی از کار تدریس خود استفاده می‌کنند.
آهنگساز مدرن دیگری که یک سیستم آموزش موسیقی به وجود آورد، «زُلتان ک‍ُدالی»۲۰ مجارستانی است و روش او که در سال‌های ۱۹۲۰ تدوین شده بود، در سال‌های ۱۹۶۰ به آمریکا معرفی شد. این روش که برای کودکان از سه سال به بالا ساخته شده است، هدف را رشد گوش دادن صحیح و حس ریتم کودک از طریق آواز قرار داده است و از آهنگ‌های کودکستانی و موسیقی محلی زادگاه کودک استفاده می‌کند. کودک از طریق آواز، خواندن و نوشتن‌ِ موسیقی را می‌آموزد و بعد از آن با استفاده از وسایل موسیقی آشنا می‌شود.
در کلاس‌های دبستانی می‌توان کودک را به کنسرت‌های مخصوص جوانان برد. در این کنسرت‌ها قطعه‌های کوتاه و متنوع اجرا می‌شود که توجه او را حفظ می‌کند و به طور محسوس کوتاه‌تر از اجرای آن قطعات برای بزرگ‌سالان است. همچنین کودکان می‌توانند از طریق گوش دادن به موسیقی در منزل و خواندن کتاب‌های کوتاه درباره موسیقی و آهنگسازان، شروع به آشنایی با انواع مختلف و دوره‌های موسیقی نمایند. پس از شش یا هفت سالگی آنها به رشدی می‌رسند که می‌توانند درس خصوصی با ساز را آغاز کنند.
وقتی که کودک مایل و قادر است که به تمرین با ساز و تکرار تمرین‌ها تن در دهد، تسلط بر مهارت‌های نوین هدفی عمده می‌شود. رشد مهارت‌های حرکتی ظریف ادامه یافته و باعث افزایش سرعت و فرزی آنها می‌شود و تا ن‍ُه سالگی توانایی کاربرد مستقل دست‌ها و نیز هماهنگی دست و چشم بهبود می‌یابد.
اجرا، ب‍ُعدی مهم به تجربه کودکان دبستانی از موسیقی می‌افزاید. بسیاری از کودکان به طور طبیعی از اجرا شاد می‌شوند. در این مرحله اگر والدین آنها را در سنین جوانی در این راه بیندازند از ترس‌های بعدی روی صحنه بودن در سنین بالاتر جلوگیری می‌کنند.
کودکانی که درس خصوصی موسیقی می‌گیرند می‌توانند در کنسرت‌هایی که معلمان یا مدرسه موسیقی آنها ترتیب می‌دهند بنوازند. همه کودکان می‌توانند در برنامه‌های آوازی یا سازی مدرسه، اجرا داشته باشند. سایر فعالیت‌ها مانند اردوگاه‌های تابستانی و فوق برنامه‌های مدرسه فرصت‌های مناسب برای اجرا یا شرکت در مراسم گروهی به وجود می‌آورد.
هنگامی‌ که جوانان به سن بلوغ می‌رسند، علایق به‌خصوص خود را در مورد موسیقی دریافته‌اند که اغلب شامل انواع موسیقی‌های رایج مردمی است. آن‌ها به طور معمول شروع به جمع‌آوری مجموعه موسیقی مورد علاقه خود می‌کنند. تلاش‌های والدین برای محدود کردن سلیقه موسیقی فرزندانشان در این مقطع مثبت نیست. همه سعی آن‌ها باید در جهت وسعت بخشیدن تجربه موسیقایی آن‌ها باشد نه محدود کردنشان. علاقه به انواع موسیقی می‌تواند هم‌زمان وجود داشته باشد و به طور مثال عشق به موسیقی کلاسیک یا جاز به‌خصوص وقتی همراه با آموزش و شرکت فعال باشد، تحت تأثیر علاقه به موسیقی راک قرار نخواهد گرفت.
نوجوانان می‌توانند به کنسرت‌های موسیقی کلاسیک بروند و در اجراهای گروهی مدرسه شرکت کنند. شرکت در ارکسترهای دانش‌‌آموزی، گروه‌های مارش یا ک‍ُر می‌تواند دیسیپلین، کار گروهی و مهارت‌های اجتماعی را ارتقا بخشد. تئاترهای موزیکال می‌توانند برجسته‌ترین کارهای مدرسه در سال شوند.
 این تئاترها تجربه‌های اجرایی باارزشی به نوجوانان می‌دهند. جوانان با علاقه‌ جدی در موسیقی کلاسیک می‌توانند در اردوگاه‌های موسیقی شرکت کنند، در رقابت‌های مدرسه یا سازمان‌های موسیقی وارد شوند، در فعالیت‌های موسیقی مذهبی شرکت کنند و به گروه یا انجمن‌های موسیقی ملحق شوند.

اگرچه کودکان می‌توانند در مدرسه تا درجات مختلف موسیقی یاد بگیرند ولی آموختن خصوصی یک ساز موسیقی، مهارت و ادراکی فراتر از درس‌های درون کلاس به آنها می‌دهد.
همچنین درس‌های خصوصی موسیقی باعث ایجاد اعتماد به نفس، دیسیپلین، توانایی استفاده بهینه از زمان و رشد ذهنی و مهارت عضلانی می‌شود. به علاوه درس خصوصی، کودک را از رشد عادات بد در نواختن سازها بازمی‌دارد. این عادات در مردمی که بدون سرپرستی معلم مبادرت به نواختن ساز می‌کنند به‌آسانی می‌تواند اتفاق بیفتد شروع درس‌های خصوصی بعد از عادات بد نواختن‌، ‌‌به‌خصوص در طولانی‌مدت‌، می‌تواند یادگیری اصولی را به طور جدی به تأخیر بیندازد. بنا به نوع ساز و روش آموزش، درس‌های خصوصی موسیقی می‌توانند از سه سالگی تا دوران دبیرستان آغاز شود. تحقیقات نشان داده است که روش آموزش از اهمیت کمتری نسبت به استعداد هنرجو، میزان تعهد او، روابط بین معلم و هنرجو و میزان تعهد و حمایت والدین برخوردار است.
کودکان می‌توانند یادگیری بیشتر سازهای موسیقی را در مقطع دبستان شروع کنند ولی نباید درس‌های آواز را قبل از سن بلوغ آغاز کنند. (برای دختران دوازده تا چهارده سال و پسران پانزده تا هفده سال) به دلیل تفاوت‌های فردی در رشد جسمی و ذهنی، مشخص کردن سن دقیق برای شروع آموزش موسیقی برای همه کودکان امکان ندارد. اما راهنمایی‌‌های کلی ممکن است. پیانو، ویولن و فلوت ریکوردِر می‌توانند در پایین‌ترین سنین آموزش داده شوند، اگرچه اندازه ویولن ۴/۱ یا ۴/۲ برای کودکان لازم است.
با استفاده از روش پیش‌گفته «سوزوکی»، کودکان می‌توانند یادگیری ساز را در سنین زودتری نسبت به روش‌های دیگر شروع کنند. امکان شروع روش سوزوکی از سه یا چهار سالگی وجود دارد که به دلیل چند ویژگی مشخص است. هنرجویان پیش از توانایی خواندن نت‌ها به کمک گوش آغاز به نواختن می‌کنند، والدین در درس‌ها و جلسات تمرین شرکت می‌کنند و هنرجویان بیشتر نواختن خود را در گروه انجام می‌دهند. به دلیل اینکه بیشتر انواع روش‌های آموزشی بر پایه خواندن ن‍ُت‌هاست، کودکان نمی‌توانند تا رسیدن به سن کافی برای شروع خواندن ن‍ُت‌ها، درس‌ها را آغاز کنند که به طور معمول این سن هم‌زمان با شروع خواندن و نوشتن در مدرسه است.
درس‌های معمولی پیانو و ویولن (اندازه ۴/۱ ویولن) به طور معمول در شش یا هفت سالگی می‌توانند آغاز شوند. یک کودک می‌تواند نواختن ویولن‌‌سل ۴/۲ را در هفت سالگی آغاز کند. یادگیری سازهای بادی چوبی و برنجی (فلوت، کلارینت، پیکولو، اُبوآ، فاگوت و ترومپت)، ‌که احتیاج به رشد ظرفیت ریه‌ کودک دارد، دیرتر آغاز می‌شود، به طور معمول حدود ده یازده سالگی است. یادگیری ترومبون و هورن فرانسوی حدود سیزده سالگی، گیتار آکوستیک در هشت یا نه سالگی، گیتار الکترونیک، چنگ و ویولا در یازده یا دوازده سالگی و کنترباس حدود سیزده سالگی می‌توانند آغاز شوند.
برای پیدا کردن معلم، والدین بایستی از والدین دیگر که کودکانشان درس موسیقی می‌گیرند و از موسیقیدان‌های محل اقامتشان، مثل معلم موسیقی مدرسه فرزندشان سؤال کنند. یک معلم مجرب بایستی مدرک موسیقی داشته باشد. عضویت در یک سازمان حرفه‌ای موسیقی محک دیگری بر معتبر بودن معلم است. با وجود این، ۷۳٪ آموزش‌دهندگان موسیقی، ‌حتی بسیاری از معلمان خوب‌، به این دو گروه تعلق ندارند. معلم باید مایل به توضیح اساس روش آموزش خود برای والدین باشد و روابط خوبی را با کودک پایه‌ریزی کند.
بزرگ‌ترین چالش در کار موسیقی، داشتن یک برنامه مرتب تمرین است؛ تمرین ساز بر پایه یک برنامه روزانه مرتب. بیشتر از هر فعالیت دیگر کودک احتیاج به دیسیپلین دارد. این تمرینات باید به طور مرتب بدون توجه به حال و هوای شخص، سایر برنامه‌ها یا داشتن یا نداشتن انرژی از سوی هنرجو دنبال شود.
تمرین موسیقی کاری تکراری در تنهایی است که به طور معمول احتیاج به زمان طولانی دارد تا نتایج محسوسی به دست دهد. تمرینات می‌توانند مؤثرتر انجام شوند اگر معلم نکات چگونگی تمرین را، نه فقط چه تمرین کردن را، به هنرجو بگوید. اگرچه تمرین موسیقی نباید به یک نیروی مداوم اصطکاک بین والدین و فرزندان تبدیل شود، والدین نیاز به ترغیب زیاد و تشویق منظم فرزندانشان دارند. مفید است که یک برنامه منظم تمرین برای کودک در نظر گرفته شود تا تمرینات جز جدانشدنی برنامه روزانه وی شوند.

تاريخ : پنجشنبه بیست و هشتم اردیبهشت 1391 | 12:2 | نویسنده : آوا |

relax music یادگیری موسیقی در کودکی موجب شادابی مغز در بزرگسالی می‌شود

پژوهشگران آمریکایی در بررسی‌های خود دریافتند که آموزش موسیقی در دوران کودکی می تواند در بزرگ‌سالی به حفظ جوانی مغز کمک کند.

به گزارش مجله‌ی موسیقی ملودی به نقل از مهر، محققان در دانشگاه کانزاس کشف کردند تمام ساعاتی که کودکان صرف یادگیری سازهایی چون پیانو، فلوت، ویلن، گیتار و سایر ابزار موسیقی می‌کنند می‌تواند در دوره‌ی سوم زندگی از عملکردهای مغزی آنها محافظت کند.

این محققان به منظور دستیابی به این نتایج، ۷۰ بزرگ‌سال سالم بین سنین ۶۰ تا ۸۳ سال را برپایه تجربیات آنها در زمینه موسیقی به سه گروه تقسیم کردند و نشان دادند افرادی که با موسیقی آشنایی داشتند نسبت به کسانی که هرگز نت‌های موسیقی و یا نواختن یک ساز را نیاموخته بودند امتیازات بهتری را در تست‌های شناختی کسب کردند.

شرکت‌کنندگان در این آزمایش به سه گروه افراد با تجربه‌ی یادگیری موسیقی به مدت حداقل ۱۰ سال، افراد با سابقه‌ی موسیقایی بین ۱ تا ۹ سال و افراد بدون هیچ تجربه موسیقایی تقسیم شدند.

براساس گزارش وب ام. دی، تمام افراد دو گروه اول حداقل از سن ۱۰ سالگی آموزش موسیقی را آغاز کرده بودند.

نتایج این تحقیقات حاکی از آن است که تمام داوطلبان گروه اول در تست‌های شناختی به ویژه در بخش حافظه دیداری- فضایی بالاترین امتیاز را کسب کردند.

حافظه‌ی دیداری- فضایی برای جهت یابی و ساخت تصاویر ذهنی به کار می‌رود. این توانایی موجب انعطاف پذیری شناختی یا توانایی مغز در سازگار کردن خود با اطلاعات جدید می‌شود.





تاريخ : پنجشنبه بیست و هشتم اردیبهشت 1391 | 11:53 | نویسنده : آوا |

● کدام ساز

اولین سوال برای هنرآموز یا والدین او این است که کدام ساز را آموزش ببیند و یا اینکه به رشته خوانندگی قدم بگذارد؟ کارشناسان آموزش موسیقی معتقد هستند که :

"نوع ساز به هیچ وجه مهم نیست، نباید انتظار داشته باشید که فرزند شما همانند فلان موسیقی دان مهارت ساز زدن پیدا کرده و الگوهای قدیمی را دنبال کند. مهم آن است که فرزند شما بتواند با ساز انتخابی ارتباط برقرار کند و بتواند نوآوری های جدیدی در نواختن یا استفاده از ساز داشته باشد، موفقیت یعنی همین."

امروزه اغلب کودکان با سازهایی مانند ویلن، ریکوردر و یا پیانو در شاخه غربی و با سازهایی چون سه تار و سنتور در شاخه ایرانی کار را آغاز می کنند. اما نکته مهم آن است که بتوان در مدت فراگیری، تشخیص داد که آیا کودک با ساز خود ارتباط لازم را برقرار کرده یا خیر؟ اگر کودک شما بی صبرانه منتظر فرا رسیدن زمان کلاس خود می شود و یا اغلب با ساز خود خلوت می کند شک نکنید که انتخاب درستی انجام داده اید.

● مشخص کردن علاقه فرزند

آموزش پیانو هنگامی آغاز می شود که کودک به ساز تسلط نسبی داشته باشد. برای پیدا کردن اینکه فرزند شما به چه سازی علاقه دارد و یا از چه سبک موسیقی بیشتر لذت میبرد، بکار بردن پیشنهادهای زیر می تواند مفید واقع شود :

1) امکان گوش دادن و مشاهده نحوه نواختن انواع سازهای ممکن را بدون آنکه او متوجه شود شما هدف خاصی را دنبال می کنید برای او فراهم نمایید.

2) هنگامی که با هم از رادیو ضبط به موسیقی گوش می دهید و یا به کنسرت رفته اید راجع به سبک موسیقی - کلاسیک، اصیل، پاپ و ... - با او صحبت کنید.

3) فقط به فکر انتخاب ساز نباشید، موارد دیگری نیز مهم است. بعنوان مثال هنرجویان کودک گیتار بیس به مراتب کمتر از هنرجویان کودک فلوت یا ریکوردر هستند. ممکن است با فرستادن فرزند خود به کلاس گیتار بیس - که به احتمال زیاد خلوت است - ذوق موسیقی در او کمرنگ شود حال آنکه اگر به کلاس فلوت فرستاده می شد به علت شرکت بیشتر هم سن و سالهای او، علاقه به موسیقی در او متبلورتر می گشت.

4) قبل از قول دادن به کودک که فلان ساز را برایش خواهید خرید از قیمت آن مطلع شوید تا با بودجه شما هماهنگی داشته باشد.

5) به احتمال زیاد فرزند شما در اوایل کار از دشوار بودن یادگیری شکایت خواهد کرد، توجهی نکنید و تنها سعی کنید او را تشویق به یادگیری کنید.

6) تجربه نشان داده است که سازهایی مانند ریکوردر یا پیانو برای شروع کار کودکان مناسبتر هستند و برعکس سازهای مضرابی یا آرشه ای دشوار تر، لذا جز در موارد خاص سعی نکنید که این قانون را زیر پا بگذارید. پس از چند سال تمرین و آشنایی با موسیقی فرزند شما می تواند ساز اصلی خود را انتخاب کند.

7) علاوه بر همه موارد بالا باید دقت کنید که آیا در منزل خود فضای نگهداری ساز را دارید یا خیر؟ و اینکه سر و صدایی که این ساز ایجاد خواهد کرد آیا ممکن است مزاحم زندگی دیگران شود؟ شاید قبول نکنید ولی همین موضوع اخیر می تواند مانع تمرین و پیشرفت فرزند شما شود.

● آیا فرزند شما آماده فراگیری موسیقی است؟

آموزش ویلن از حدود شش سالگی با سازهای کوچکتر از سایز معمول آغاز می شود. بسیاری از اساتید موسیقی معتقد هستند که اگر فرزند خود را زودتر از آنچه لازم است به کلاسهای موسیقی بفرستید ممکن است، استعداد موسیقی آنها را برای همیشه کور کنید. کودک ممکن است در صورت برخورد با دشواری های فراگیری ساز نا امید شود و اعتماد بنفس خود را برای مدت زیادی از دست دهد، این امر می تواند برای او در سایر زمینه های زندگی از جمله مدرسه نیز مضر باشد. بسیاری از کودکانی که در سنین زیر 8 سال به کلاسهای آموزش موسیقی جدی فرستاده می شوند دچار چنین مشکلاتی خواهند.

1) اگر از زیر 8 سال می خواهید موسیقی را وارد زندگی فرزند خود بکنید، فلوت ریکوردر بهترین انتخاب است. تجربه نشان داده است از زمانی که کودک انگشتان خود را با اختیار به حرکت در می آورد، می تواند هنرآموز فلوت باشد.

2) برعکس مورد اول پیانو را باید زمانی شروع کرد که کودک حد اقل بتواند در حالت ایستاده به کلاویه ها تسلط نسبی داشته باشد و قدرت فیزیکی آن برای فشار دادن کلاویه ها کافی باشد.

3) سازهای زهی از خانواده ویلن معمولا" از سن شش سالگی زودتر شروع نمی شوند، ضمن اینکه یقینا" باید با سازهایی در ابعاد کوچکتر مثل یک هشتم یا یک چهارم آموزش را آغاز کرد.

4) سازهای بادی - بجز فلوت ، ریکوردر - معمولا" هنگامی شروع می شوند که دندانهای اصلی کودک رشد کرده باشند و کودک قدرت کافی برای دمیدن در ساز را دارا باشد. همچنین چون این سازها کمتر در ابعاد کوچکتر موجود هستند باید دقت کرد که آیا وضعیت فیزیکی کودک توانایی اجرای ساز را دارد یا خیر.

5) سازهای مضرابی مانند سه تار، گیتار و ... که در ابعاد کوچکتر هم وجود دارند برای کودکان زیر 8 سال توصیه نمی شوند.

6) نکته بسیار مهم آنکه فرا گیری مهارت های آوازی برای کودکان و نوجوانان بصورت جدی برای سنین پایین 15 سال توصیه نمی شود. اما کلاس های آوزا خوانی دست جمعی از سن سه سالگی با عث رشد علاقه آنها به موسیقی خواهد شد.

برای دریافت نتیجه بهتر، کودک خود را در کلاسهای عمومی ثبت نام کنید.



تاريخ : پنجشنبه بیست و هشتم اردیبهشت 1391 | 11:52 | نویسنده : آوا |

هنرمند وشخصیت اجتماعی


«در هر شرایطی باید دید که پشت هنر چه کسی قرار دارد. پشت این صدا چه کسی زندگی می کند. مردم همواره ناخواسته آن شخصیت را دنبال می کنند. پس هنرمند باید در راه انسانیت قرار داشته باشد و با عاطفه و وجدان خود حرکت، فکر و عمل کند.» شجریان این را در پاسخ به نحوه مواجهه هنرمند با مخاطب خود می گوید و ادامه می دهد؛ «هنرمان را دست کم نگیریم. در هر جا که سزاوار هنر است، آن را عرضه کنیم. ارزش هنر والاست و باید جایگاه آن را پیدا کرد.» یکی از سوال ها درباره نقش «اعتماد» در هنر است. پاسخ می دهد؛ «هرچقدر هم یک بازیگر نقش شخصیتی مثبت یا منفی را بازی کند، باز این نگاه اوست که شخصیت واقعی اش را برای مخاطب آشکار می کند.» نگاه و صدا دو عاملی است که شجریان برای شناخت شخصیت آدم ها به کار می برد؛ «این دو بازگوکننده حقیقت هنرمند است. من سال ها با صدا زندگی کرده ام و به راحتی با گوش دادن به صدای هر فردی می توانم شخصیت او را تشخیص و نوع ارتباطم را با او تعیین کنم.»

 


شجریان و اذان موذن زادهپرسشی درباره اذان زنده یاد موذن زاده اردبیلی مطرح می شود. شجریان توضیح می دهد؛ «این اذان دو ویژگی قابل توجه دارد. زنده یاد موذن زاده آن را در «بیات ترک» خوانده، چون بیات ترک همواره پیام دهنده، نویددهنده و آگاهی بخش است و این انتخاب به درستی از سوی ایشان انجام شده و هر زمانی را به مردم نوید می دهد. از سوی دیگر خلوص، در این اذان موج می زند و من که سال ها است در عرصه موسیقی کار می کنم، 60 سال است که این اذان را می شنوم و با آن زندگی می کنم.»سازهای جدیدتر شجریان
شجریان درباره اهمیت ساخت ساز در موسیقی ایران برای پر کردن خلاء رنگ و صدا سخن می گوید؛ «سازها را براساس صداهایی که نیاز داریم طراحی می کنم. تا امروز 9 ساز طراحی کرده ام و ساخته ام و چند ساز دیگر را در مرحله تست دارم. خوشحالم که هیچ یک از این سازها رد نشده و در اجراها جواب داده است.» ادامه می دهد؛ «از ایده های دیگران استقبال می کنم و براساس همان ایده ها و مشکلات طراحی خود را کامل می کنم. اما سازندگان دیگر هم باید بدانند که در کنار سازهای سنتی باید سازهای جدیدی هم درست کرد، تا برای سلیقه ها و رنگ های مختلف صدا قابل استفاده باشد.»
موسیقی ایران، موسیقی تفکر
«موسیقی به هر شکلی خوب است و به شخصه تعصبی روی گوش دادن به موسیقی ایرانی یا غرب ندارم. چون نمی توانیم برای کسی نسخه بپیچیم و او را وادار به گوش دادن به سبک خاصی کنیم. اما وظیفه داریم موسیقی خود را به شکل درستی ارائه دهیم تا جوانان به آن راغب شوند.» شجریان این را در پاسخ به چرایی گریز جوان ها از موسیقی ایرانی گفت و ادامه داد؛ «موسیقی هر ملتی در گذر زمان همراه با آن ملت حرکت کرده است و در دل خود مجموعه یی از شکست ها و پیروزی ها، عروسی ها و عزاها را دارد. پس برای بررسی موسیقی هر ملتی باید نگاه کرد در گذر تاریخ چه چیزی بر مردم آن کشور گذشته است.» او ادامه می دهد؛ «موسیقی ما موسیقی تفکر است نه موسیقی غم. برخی ها فکر می کنند معنای این غم، تفکر است.»



تاريخ : یکشنبه سوم اردیبهشت 1391 | 20:32 | نویسنده : آوا |
مردمی که عصر ها در پیاده رو راه می روند و قدم روی برگهای خشک می گذارند در میان نسیم خنک پاییز صدای روان موسیقی را می شنوند. صدایی که از ضبط خودرویا پنجره خانه ای بیرون نمی آید بلکه از ویولن جوانی جاری می شود که در کنار دیوار ایستاده است و قطعات موسیقی کلاسیک را با آرامش می نوازد.این صدایی است که رهگذران را برای چند لحظه متوقف می کند و بعضی می ایستند تا در میان های و هوی سنگین شهر دمی به آهنگ ویولن گوش کنند.جوان خودش را «دامون صدای خیابان» و ویولنش را«ملودی»معرفی می کند.انگشتهای دستهایش از گرفتن دسته و کشیدن آرشه بر روی سیمها پینه بسته و شکل گرفته اند

 

-چی می زنی؟

=قطعات باخ، موتسارت،بتهوون.

-چند وقت است؟

 


 

=چهار سال.اول فقط خودم بودم.حالا بقیه بچه هایی که نوازنده خیابانی هستند هم اضافه شدند.ساکسیفون ،گیتار، آکاردئون ، ساز دهنی ، سنتور و... بیشتر توی همین راسته ولیعصر کار می کنند و بعضی از میدان ها و جاهای پر رفت و آمد.من در خیابان ولیعصر از ونک تا جام جم و میدان هفت تیر،شهرک غرب،تجریش و.. کار می کنم.

-از کجا شروع کردی اصلا چی شد که سراغ ویولن رفتی؟

=من اهل لاهیجان هستم.پدرم نقاش است.آنجا آموزشگاه داشت.از 6-7 سالگی همه اسباب بازیهایم شکل سازهای مختلف بود.اول سنتور میزدم بعد دنبال ویولن رفتم.برای یادگرفتن بیشتر و کار کردن به تهران آمدم ولی کار تمام وقتم را می گرفت.

-چکار می کردی؟

=نقاشی ساختمان.از صبح زود شروع میکردم و ساعت 5 که تمام می شد قلم مو را می گذاشتم و ساز را برمی داشتم تا 11 شب.البته ساختمانهای نوساز خالی صدا را برمی گردانند ولی چاره ای نبود چون جایی برای تمرین نداشتم و برای نوازنده واقعی شدن با ید هر روز بیشتر از 10 ساعت تمرین مداوم داشته باشی.مدتی هم مشاور املاک کار می کردم.بعد از تعطیلی مغازه می ماندم و ساز می زدم ولی صاحب کارم خوشش نمی آمد.بعد یکی از همسایه های همان مشاور املاک که فهمیده بود و خودش هم از موسیقی سر رشته داشت به من گفت برو توی خیابان بزن و هنرت را صنعت کن.پاییز سال 85 بود که برای اولین بار شروع کردم.

-کسی کاری نداشت؟اعتراض یا برخورد؟

=مردم نه. فقط اوایل گاهی میگفتند به جای این برو کار کن.ولی کار من این است.پلیس هم زیاد کاری ندارد.من که جرمی نکرده ام.

-ماموران سد معبر شهرداری چی؟

=من ماموران شهرداری را مقصر نمیدانم.مقصر این فضای غلطی است که درست شده و قوانینی که جلوی رشد موسیقی خیابانی را گرفته.من خودم روز اولی که میخواستم شروع کنم کلاه گذاشته بودم تا چشمم به چشم کسی نیفتد ولی بعدا که استقبال مردم را دیدم از ساز زدن توی پیاده رو خجالت نمیکشم.

-فکر نمی کنی ساز زدن گوشه پیاده رو چهره شهر و نمای معابر عمومی را به هم میریزد؟

=برعکس این کار منظره شهر را بهتر میکند.حتی برای خارجی ها.خیلی پیش آمده که توریستها می ایستند وگوش می کنند یا عکس می اندازند.یک بار یک خبرنگار غربی فیلم که از من می گرفت می گفت اصلا فکر نمی کردم توی ایران چنین چیزی ببینم.آنها تصور نادرستی از کشور ما دارند و خیال میکنند اینجا انقدر ناامن و به هم ریخته است که کسی به موسیقی فکر نمی کند.آن هم موسیقی کلاسیک.

-به نظر تو موسیقی کلاسیک در بین مردم عادی طرفدار دارد؟

=بله. این را من که توی خیابان برای مردم ویولن میزنم میگویم که مردم ما هنر فاخر را دوست دارند.بعضی اوقات کسانی از این کار استقبال میکنند که اصلا از ظاهرشان انتظار نمی رود.یک بار با ماموران بحث می کردم کتابهای اصول موسیقی را که برای درس آموزشگاه می خواندم کنار دستم بود. یک روحانی از راه رسید و وقتی کتابها را دید  طرف من را گرفت و گفت این کار اشکالی ندارد.

- هیچ کس مزاحمت نمی شود؟

=چرا.بعضی وقت ها در طرح های جمع آوری متکدیان مارا هم می گیرند زیاد پیش آمده.بعضی باجگیر ها هم بیشتر دنبال دخل هستند و تا ببینند پول داری پیدایشان می شود.یکی دوبار من و بقیه بچه ها را زده اند یا سازهایشان را شکسته اند.این سازها قیمت زیادی دارد. ساکسیفون یکی از بچه ها بالای ولیعصر را زیر پا له کردند.

-درگیری جدی هم پیش آمده؟

=همان سالس که تازه شروع کرده بودم یک شب در میدان ولیعصر کار میکردم که حس کردم چند نفر مراقبم هستندوحدود ساعت 11 شب ویولن را جمع کردم و راه افتادم توی یک کوچه حمله کردند. 2 -3 نفر بودند.اینها معمولا دنبال پولی هستند که مردم توی جعبه ساز می ریزند ولی من پول آن شب را برای شهریه کلاس موسیقی میخواستم ومقاومت کردم.سازم را بغل کرده بودم که حس کردم چیزی توی سرم خورد و خونریزی شروع شد.خودم را به درمانگاه رساندم.با چاقو مستقیم کوبیده بودند توی سرم و بعد ازعکسبرداری دکتر گفت که اگر نوک چاقو 2 میلیمتر جلوتر رفته بود زنده نمی ماندی. بالاخره ویولن را بردند.

-بعد چکار کردی ؟تا پای جان برای ساز زدن ایستادی؟

=رفتم به همان همسایه ای که گفته بود برو توی خیابان هنرت را عرضه کن گفتم که چه اتفاقی افتاده.گریه اش گرفت و رفت یک ویولن ارزان قیمت برایم پیدا کرد.دو روز بعد دوباره شروع کردم و مدتی بعد ساز جدید خریدم.برعکس این اتفاق هم افتاد توی شهرک غرب ویولن میزدم.یک خانم مسنی آمد و 5 دقیقه گوش داد وبعد رفتو وبا یک ویولن قدیمی برگشت.گفت مال پدم بوده و از ایتالیا آورده ولی من دیگر پیر شدم و نمی توانم بزنم ویولن خوبی بود و من فقط پول کمی به عنوان شیرینی دادم.بعدا از طریق یکی از دوستانم که به منابع سازشناسی دسترسی دارد فهمیدم اصل و با ارزش است.

-چرا به جای ساز زدن کنار پیاده رو ودرگیر شدن و اینهمه دردسر برای یک ارکستر نمیزنی؟

=من به شخصه توی خیابان می زنم چون هدفم موسیقی خیابانی است.توی تالار وحدت هم با گروههای موسیقی کار کرده ام ولی قصه ارکستر و موسیقی کلاسیک در ایران خیلی مفصل است.ایران یکی از کشور هایی است که بهترین نوازندگان موسیقی کلاسیک را دارد ولی متاسفانه به آن توجه نمی شود.ارکستر سمفونیک سمبل فرهنگ یک کشور است.نوازنده هایی در ایران هستند که اگر به اروپا بروند موفقیت های چشمگیری پیدا خواهند کرد همینطور اساتید آموزش یا رهبران ارکستر. ولی اینجا مانده اند و با عشق و تعصب کار می کنند.اما فشار کاری زیادی دارند در حالی که یک  نوازنده ارکستر باید غیر از کار زمان کافی برای تمرین دائم هم داشته باشد.کاش سیاستگذاران فرهنگی ما بیشتر به موسیقی کلاسیک و ارکسترها توجه می کردند.

-فقط خارجی میزنی؟

=نه زمانی که استاد محمد نوری فوت کرده بود نازنین مریم هم می زدم.

-پیشنهاد کار نداشتی؟

=چرا اینجا خیلی از آدمهایی که ارتباطی با موسیقی دارند مثل آهنگسازها یا فیلمساز ها را می بینم و صحبت می کنیم.الان آلبوم ها ی موسیقی مخصوصا موسیقی پاپ در ایران تولید می شود که از کامپیوتر به جای ساز استفاده می کنند چون ساز واقعی وقت و هزینه بیشتری می خواهد. ولی شرط من برای کار، استفاده از سازهای واقعی است نه ترکیب دیجیتالی صدای آنها.یک بار هم  یک یاز دوستانم تماس گرفت و گفت نمایشی در جشنواره تئاتر به موسیقی زنده نیاز دارد چون امتیازی برای داوری است.در مدت 4 ساعت با بقیه بچه ها چند قطعه جداگانه آماده کردیم و برای پرده های مختلف نمایش اجرا کردیم.مدتی بعد همان دوستم تلفن کرد و روز و ساعت اختتامیه را گفت.فکر کردم جلوی تالار وحدت شلوغ می شود. آنجا بین جمعیت مشغول ویولن زدن بودم که دیدم قطعه ام برنده شد و دوستانم دارند با سر و صدا جایزه را می آورند.مدتی هم به ارمنستان رفتم.آنجا پیش اساتید بزرگی موسیقی را یاد می گرفتم و به 12 ساعت تمرین مفید  در روز رسیده بودم که به دلایل مالی نتوانستم ادامه بدهم.

-درباره بچه های خیابانی که با یک دایره زنگی پلاستیکی، توی اتوبوسها گدایی می کنند چه فکری میکنی؟

=تقصیر آنها نیست و برخورد هم فایده ندارد چون جای دیگری دوباره شروع می کنند.یکی از این بچه ها بود که نزدیک من آکاردئون میزد.از این آکاردئونها ی خراب شکسته داشت و یک آهنگ را تکرار می کرد.به من گفت که اصلا از آکاردئون بدش می آید ولی مجبور است.آرزو داشت معلم یا دکتر بشود.

-تو چه آرزویی داری؟

=آرزوی من موسیقی کلاسیک خیابانی است. آرزو دارم زمانی برسد که موسیقی خیابانی در این کشور جای خودش را پیدا کند. می خواهم آن موقع برای مردمی که توی پیاده رو قدم می زنند.سوییت های باخ را که برای ویولن سل نوشته شده و برای آلتو تنظیم شده بزنم.

www.msarabi.comمنبع




تاريخ : دوشنبه بیست و هشتم فروردین 1391 | 9:5 | نویسنده : آوا |

               در زمان تدریس در دانشگاه پرینستون دکتر حسابی تصمیم می گیرند سفره ی هفت سینی برای انیشتین و جمعی از بزرگترین دانشمندان دنیا از جمله “بور”، “فرمی”، “شوریندگر” و “دیراگ” و دیگر استادان دانشگاه بچینند و ایشان را برای سال نو دعوت کنند. آقای دکتر خودشان کارتهای دعوت را طراحی می کنند و حاشیه ی آن را با گل های نیلوفر که زیر ستون های تخت جمشید هست تزئین می کنند و منشا و مفهوم این گلها را هم توضیح می دهند. چون می دانستند وقتی ریشه مشخص شود برای طرف مقابل دلدادگی ایجاد می کند. دکتر می گفت: ” برای همه کارت دعوت فرستادم و چون می دانستم انیشتین بدون ویالونش جایی نمی رود تاکید کردم که سازش را هم با خود بیاورد. همه سر وقت آمدند اما انیشتین ۲۰دقیقه دیرتر آمد و گفت چون خواهرم را خیلی دوست دارم خواستم او هم جشن سال نو ایرانیان را ببیند. من فورا یک شمع به شمع های روشن اضافه کردم و برای انیشتین توضیح دادم که ما در آغاز سال نو به تعداد اعضای خانواده شمع روشن می کنیم و این شمع را هم برای خواهر شما اضافه کردم. به هر حال بعد از یک سری صحبت های عمومی انیشتین از من خواست که با دمیدن و خاموش کردن شمع ها جشن را شروع کنم. من در پاسخ او گفتم : ایرانی ها در طول تمدن ۱۰هزار ساله شان حرمت نور و روشنایی را نگه داشته اند و از آن پاسداری کرده اند. برای ما ایرانی ها شمع نماد زندگیست و ما معتقدیم که زندگی در دست خداست و تنها او می تواند این شعله را خاموش کند یا روشن نگه دارد.”

آقای دکتر می خواست اتصال به این تمدن را حفظ کند و می گفت بعدها انیشتین به من گفت: ” وقتی برمی گشتیم به خواهرم گفتم حالا می فهمم معنی یک تمدن ۱۰هزارساله چیست. ما برای کریسمس به جنگل می رویم درخت قطع می کنیم و بعد با گلهای مصنوعی آن را زینت می دهیم اما وقتی از جشن سال نو ایرانی ها برمی گردیم همه درختها سبزند و در کنار خیابان گل و سبزه روییده است.”

بالاخره آقای دکتر جشن نوروز را با خواندن دعای تحویل سال آغاز می کنند و بعد این دعا را تحلیل و تفسیر می کنند. به گفته ی ایشان همه در آن جلسه از معانی این دعا و معانی ارزشمندی که در تعالیم مذهبی ماست شگفت زده شده بودند. بعد با شیرینی های محلی از مهمانان پذیرایی می کنند و کوک ویلون انیشتین را عوض می کنند و یک آهنگ ایرانی می نوازند. همه از این آوا متعجب می شوند و از آقای دکتر توضیح می خواهند. ایشان می گویند موسیقی ایرانی یک فلسفه، یک طرز تفکر و بیان امید و آرزوست. انیشتین از آقای دکتر می خواهند که قطعه ی دیگری بنوازند. پس از پایان این قطعه که عمدأ بلندتر انتخاب شده بود انیشتین که چشمهایش را بسته بود چشم هایش را باز کرد و گفت” دقیقا من هم همین را برداشت کردم و بعد بلند شد تا سفره هفت سین را ببیند.

آقای دکتر تمام وسایل آزمایشگاه فیزیک را که نام آنها با “س” شروع می شد توی سفره چیده بود و یک تکه چمن هم از باغبان دانشگاه پرینستون گرفته بود. بعد توضیح می دهد که این در واقع هفت چین یعنی ۷ انتخاب بوده است. تنها سبزه با “س” شروع می شود به نشانه ی رویش. ماهی با “م” به نشانه ی جنبش، آینه با “آ” به نشانه ی یکرنگی، شمع با “ش” به نشانه ی فروغ زندگی و … همه متعجب می شوند و انیشتین می گوید آداب و سنن شما چه چیزهایی را از دوستی، احترام و حقوق بشر و حفظ محیط زیست به شما یاد می دهد. آن هم در زمانی که دنیا هنوز این حرفها را نمی زد و نخبگانی مثل انیشتین، بور، فرمی و دیراک این مفاهیم عمیق را درک می کردند. بعد یک کاسه آب روی میز گذاشته بودند و یک نارنج داخل آب قرار داده بودند. آقای دکتر برای مهمانان توضیح می دهند که این کاسه ۱۰هزارسال قدمت دارد. آب نشانه ی فضاست و نارنج نشانه ی کره ی زمین است و این بیانگر تعلیق کره زمین در فضاست. انیشتین رنگش می پرد عقب عقب می رود و روی صندلی می افتد و حالش بد می شود. از او می پرسند که چه اتفاقی افتاده؟ می گوید : “ما در مملکت خودمان ۲۰۰ سال پیش دانشمندی داشتیم که وقتی این حرف را زد کلیسا او را به مرگ محکوم کرد اما شما از ۱۰هزار سال پیش این مطلب را به زیبایی به فرزندانتان آموزش می دهید. علم شما کجا و علم ما کجا؟!”

خیلی جالب است که آدم به بهانه ی نوروز، فرهنگ و اعتبار ملی خودش را به جهانیان معرفی کند.



تاريخ : دوشنبه بیست و نهم اسفند 1390 | 21:30 | نویسنده : آوا |
آقايان وعده ندهيد؛ موسيقي بومي را دريابيد
ابتداي سال 90 بود که معاون هنري ارشاد از انتشار يک آلبوم موسقايي ويژه هر منطقه با پشتيباني کامل ارشاد خبر داد، همچنان که همزمان با برگزاري جشنواره موسيقي نواحي در کرمان از ساخت دو پايگاه در زاهدان و بندر ترکمن گفت تا علاقه‌مندان در آن به آموزش موسيقي بومي بپردازند اما سال به پايان مي‌رسد و هيچ‌کدام از اين وعده‌ءها، محقق نشده است.

موسيقي بومي با وعدعه و وعيد زنده نمي‌ماند/// تصویری از شیرمحمد اسپندار
خبرگزاري ميراث فرهنگي- گروه فرهنگ و هنر- حميد شاه‌آبادي، معاون هنري ارشاد در نشست خبري که 28 فروردين ماه در سالن کنفرانس تئاتر شهر برگزار شد، موسيقي نواحي را ريشه‌دار و اصيل توصيف کرد و از انتشار يک آلبوم موسقايي ويژه هر منطقه با پشتيباني کامل ارشاد خبر داد؛ سال به خط پايان مي‌رسد و هنوز آلبومي منتشر نشده است. همچنان که 23 ارديبهشت، همزمان با برگزاري جشنواره موسيقي نواحي در کرمان از ساخت 9 پايگاه در استان‌هايي چون گلستان، سيستان و بلوچستان، خراسان، کرمانشاه و...گفت و با تاکيد به اين موضوع اشاره کرد که برآنيم تا پايان سال 90، دو پايگاه در زاهدان و بندر ترکمن بنا کنيم تا علاقه‌مندان در آن به آموزش موسيقي بومي بپردازند؛ اين وعده هم محقق نشد تا گواهي باشد بر اين‌که موسيقي محلي، بي پشتيبان است و از هيچ محلي شنيده نمي‌شود.  
 
موسيقي بومي، يکي از گونه‌هاي موسيقي است که با همه ظرفيت‌ها و قابليت‌هايش ناديده گرفته شده است. هنري كه بي‌بهره از پشتيباني‌هاي مادي و معنوي متوليان فرهنگي است. مسئولان فرهنگي هنوز نمي‌دانند تلاش‌هاي فردي کساني چون محمدرضا درويشي در اين زمينه راه به‌جايي نمي‌برد؛ کساني که هنوز به ضرورت گردآوري نغمه‌هايي که در گذار از سنت به مدرنيته کمرنگ و فراموش مي‌شوند پي نبرده‌اند. از اين‌روست که وزارت ارشاد و معاونت هنري آن در تحقق وعده‌هاي خود نمي کوشند و تنها به وعده و وعيد بسنده مي کنند، بي‌خبر از اين‌که با حلوا حلوا گفتن، دهان شيرين نمي‌شود.
 
موسيقي، زباني بدون مرز است که همه انسان‌ها با هر زبان و مليتي، ظرافت‌هاي آن را درمي‌يابند و با اين هنر آسماني ارتباط برقرار مي‌کنند. گويا متوليان فرهنگي اين مرزوبوم، چنين حقيقتي را درک نکرده‌ و زمينه‌هاي رشد و بالندگي موسيقي را فراهم نکرده‌اند. هستند کساني که دلشان مي‌خواهد با موسيقي نواحي ديگر آشنا شوند و بي‌گمان اين نوع موسيقي با گوناگوني که دارد مي‌تواند براي گردشگران، جالب و جذاب باشد اما هيچ مکان و زماني در استان هاي کرمانشاه، کردستان، خراسان، بوشهر و... وجود ندارد تا گردشگران در آن با موسيقي ويژه اين مناطق آشنا شوند و صداي دف و تنبور و چگور و دوتار و ني‌انبان بشنوند و بر مسئولان سازمان ميراث فرهنگي است که با کمک شهرداري به ساخت فضاهايي اين‌چنين بپردازند.
 
صدا و سيما، يکي ديگر از سازمان‌هايي است که در کنار وزارت ارشاد و سازمان ميراث فرهنگي مي‌تواند به معرفي موسيقي بومي و حفظ و نگهداري آن بپردازد اما چنين نکرده است؛ پس نمي‌توان از نسل جوان انتظار داشت، پاسدار گونه‌اي از موسيقي باشد که ارزش‌هايش را نمي‌شناسد. وقتي تلويزيون، تار و سه‌تار و ويولن را پشت گلدان پنهان مي کند چگونه مي توان انتظار داشت نوجوان و جوان ايراني ، موسيقي خود  را بشناسند و به سمت آنچه «موسيقي لوس‌آنجلسي»  مي‌خوانند، کشيده نشوند؟  
 
چند بار در تمام اين سال ها ، تصوير و موسيقي کساني چون حسين عليزاده، محمدرضا شجريان، کيهان کلهر، حاج قربان سليماني، شيرمحمد اسپندار و رضا سقايي از رسانه ملي پخش شده است؟! معاون هنري ارشاد در حالي موسيقي بومي را اصيل و ريشه‌دار مي‌خواند که هنرمندان موسيقي نواحي با فقر دست و پنجه نرم مي‌کنند و در بي‌خبري متوليان فرهنگي مي‌ميرند بي‌اين که آب از آب تکان بخورد. مگرخانه شيرمحمد اسپندار را آب نبرد يا  زلزله بم، خانه پروين غلامشاهي را ويران نکرد؟! مگر نه اين‌که ماشاءالله بامري که او را صداي موسيقي بلوچستان مي‌ناميدند، توان پرداخت هزينه‌هاي درمان خود را نداشت؟
 
حالا چه موسيقي محلي را اصيل بدانند چه ندانند دردي از نوازندگان محلي درمان نمي‌شود آنان که بيمه دارند و نه حداقل حقوق ماهانه؛ حتي ديگر توان اين را ندارند که با سيلي، صورت خود را سرخ کنند. حالا ساخت مکتب‌خانه و انتشار آلبوم، نوشداروي بعد از مرگ سهراب است چراکه با مرگ هر عاشيق، عاشيق ديگري به دنيا نمي‌آيد و حاج قربان، آخرين بخشي خراسان است. شيرمحمد اسپندار، تنها کسي است که دونلي مي نوازد و موسيقي بومي، با همه ظرفيت‌هايش، نعش آن شهيد عزيزي است كه بر دستان ما جاي گرفته؛ نه توان نجات دادنش در ماست و نه به خاك سپردنش.
اوا
منبع: خبرگزاری میراث فرهنگی


تاريخ : سه شنبه بیست و سوم اسفند 1390 | 17:11 | نویسنده : آوا |
بارها سوالاتی در زمینه مترونوم پرسیده شده است ...

 1= مترونوم چیست و چه کار بردی دارد

2= از چه زمانی باید با این وسیله کار کرد

3= آیا نوازندگان حرفه ای نیز لزومی برای استفاده از آن دارند

 4= مترونوم آیا تاثیری بر تکنیک نوازندگی نیز دارد

و ...




ادامه مطلب
تاريخ : یکشنبه بیست و یکم اسفند 1390 | 11:40 | نویسنده : آوا |