تاریخ هنر موسیقی غرب را می توان به دوره های سبک شناختی زیر تقسیم کرد:

قرون وسطا      1450-450

رنسانس       1600-1450

باروک            1750-1600

کلاسیک        1820-1750

رمانتیک         1900-1820

اغاز سده بیستم تا 1950

از 1950 تا امروز



تاريخ : سه شنبه بیستم اسفند 1392 | 10:32 | نویسنده : آوا |
ریتم: سَیَلان منظم موسیقی در زمان است. ((ضربان قلب ، گردش زمین ، چهار فصل و ...)) اساس ریتم ، الگویی تکرار شونده از حس تنش و اسودگی یا حس انتظار و ارضا است.

ملودی : تشخیص ملودی اسان تر از تعریف ان است . زنجیره ای از صدا های جداگانه و پیاپی است که در مجموع کلیتی در خور تشخیص را می سازد. دارای جهت، شکل و پیوستگی است.

خط ملودیک: حرکت بالا رونده و پایین رونده صدا های زیر و بم ملودی ، حسی از تنش و اسودگی یا انتظار و رسیدن را در بر دارد و این همان منحنی یا خط ملودیک است.

ضرب : هنگام دست زدن یا پا کوبیدن با موسیقی به ضرب های ان واکنش نشان می دهید . ضرب تپش منظم و تکرار شونده ای است که موسیقی را به واحد های برابر زمانی تقسیم می کند.

وزن: سازمان ضرب ها را در قالب گروه هایی منظم وزن می نامند.

دینامیک: میزان شدت صدا را در موسیقی دینامیک میگویند.

علامت های دینامیکی:

pp     pianissimo        پیانیسیمو   بسیار ملایم

p   piano      پیانو      ملایم

mp     mezzo piano         متسو پیانو    ملایم معتدل

mf  mezzo forte     متسو فورته    قوی معتدل

f     forte   فورته   قوی

ff       fortissimo        فورتیسیمو     بسیار قوی

اگوگیک: میزان سرعت صدا را در موسیقی اگوگیک می گویند.

اکورد: امیزه ای از سه یا چند صدای موسیقایی است که همزمان اجرا می شوند.

هارمونی : نواختن یکسری نت به همراه اکورد را هارمونی می گویند.




تاريخ : سه شنبه بیستم اسفند 1392 | 10:22 | نویسنده : آوا |
سازهای بادی چوبی:

ساز های بادی چوبی چنین نام گرفته اند زیرا صدای ان ها از نوسان در لوله ایی که در قدیم از چوب ساخته میشده اند ، ایجاد می شود هر چند در سده بیستم فلوت و پیکولو را از فلز می ساختند. ترتیب ساز ها در ارکستر از زیر ترین صدا (پیکولو ) تا بم ترین (کنترباسون) می باشد.

**(پیکولو- فلوت*- ابوا- کرانگله- *کلارینت-کلارینت باس*- باسون کنترباسون)**

پیکولو- که نام ان کوتاه شده فلوت پیکولو به معنای فلوت کوچک است - طولی نصف فلوت دارد و می تولند نت هایی یک اکتاو زیر تر از گستره صوتی فلوت را اجرا کند . محدوده صداهای بالایی پیکولو بسیار تیز و سوت وار است.

فلوت- سازی با گستره صوتی زیر و بسیار چابک که می تواند زنجیره بسیار سریعی از صدا ها را پدید اورد. در محدوده صوتی بم صدایی نرم و مخملی و در بالا صدایی درخشان و پر تلالو دارد .

اُبوا (بالا) صدایی گرفته ، قوی و بیانگر دارد. به علت دشوار بودن تنظیم کوک ابوا ، تمام نوازندگان ارکستر ساز خود را با نت لا ابوا کوک میکنند .

رکورِدر نیز مانند فلوت و پیکولو زبانه ندارد . صدای ان شبیه فلوت است اما هموار تر و لطیف تر است. انواع اصلی رکوردر عبارت اند از : رکوردر های سوپرانینو، سوپرانو ، التو ، تنور و باس.

کلارینت دارای گستره پهناوری از دینامیک و رنگ صوتی است و سرعت اجرایی ان بسیار زیاد است.

کرانگله - که به هورن انگلیسی شهرت دارد ، نه انگلیسی است و نه هورن بلکه فقط نوعی ابوای بم یا التو است.

کلارینت باس بزرگتر از کلارینت و گستره صوتی ان نیز بم تر است.

صدای باسون بسیار تیره و گرفته است.

کنتر باسون بم ترین صدای ارکستر را اجرا می کند.

ساکسوفون نیز مانند کلارینت دهانی تک زبانه ای دارد ، اما لوله اش از برنج ساخته می شود. صدای ساکسوفون غنی ، قدرتمند و گفتار گونه است.

ذکر مطلب با نام منبع بلا مانع است



تاريخ : یکشنبه سیزدهم مرداد 1392 | 13:36 | نویسنده : آوا |
همان طور که دیدید ، خیلی از جنبه های هنر می تواند روی ارامش و احساس شما تاثیر بگذارد . اما هیچ چیز به اندازه پرداختن به هنر ، انسان را ارام نمی کند . گرفتن قلم مو در دست ، نوشتن افکار و احساس ها بر روی کاغذ ، سرودن شعر یا ساختن قطعه ای موسیقی تجربه ای بی نظیر است که فقط هنرمند ها مزه ان را چشیده اند و از لذت ان اگاه می باشند . صرف نظر از کاری که دارید و وظایفی که به عهده گرفته اید هنری بیاموزید . حتی هفته ای دو یا سه ساعت هم که شده در جهت هنر مورد علاقه خود ، فعالیت کنید . انرژی و لذت عمیقی به شما می دهد که تا مدت ها ذهن و افکار شما را ارام کرده و به زندگیتان هدف می بخشد . مرد 65 ساله ای را می شناسم که به تازگی شروع به اموختن سه تار کرده است. او می گوید: (( از کودکی دوست داشتم نواختن این ساز را یاد بگیریم . اما زمانی که کارمند بودم ، فرصت این کار را نداشتم . الان وقتشه که به این ارزویم برسم.)) فکر نکنید که دیر شده است و یاد گرفتن هنری تازه خاص جوانتر ها است . برای اموختن نقاشی ، موسیقی ، شعر، داستان و نمایش، سن و سال مهم نیست، بلکه علاقه اهمیت دارد.

فراموش نکنید : هیچ ارام بخش اعصابی ، هیچ داروی خواب اوری و هیچ لالایی ، ارام بخش تر از نگاه کردن به ساخته دست خودتان نیست.

ذکر مطلب با نام منبع بلا مانع است



تاريخ : یکشنبه ششم مرداد 1392 | 11:6 | نویسنده : آوا |

هر کدام از ما به طور متوسط در هفته چند فیلم سینمایی از تلوزیون تماشا می کنیم یا به سینما میرویم ، یا سریال هایی را دنبال می کنیم و به شدت نگران شخصیت های ان می شویم تا انجا که زندگی خود را فراموش کرده و به اشتباه ها و بد بختی های انها فکر میکنیم . اتفاق های این فیلم ها تاثیر بسیار عمیقی در ارامش اعصاب و زندگی ما می گذارد. سعی کنید هر چه قدر هم که دارای روحیه قوی ، ریسک پذیر و بی تفاوتی هستید ، فیلم های وحشتناک یا غم انگیز را تماشا نکنید. فیلم هایی که در انها هر لحظه و در هر گوشه ای فردی در کمین فردی دیگر نشسته است، می توانند ارامش را تا مدت ها از شما سلب کنند و نگرانیهایی را ایجاد نمایند که شاید خودتان نیز متوجه دلیل ان نشوید . تعداد زیادی از مردم سلامت و اعصاب روان خود را به دلیل دیدن فیلم های ترسناک از دست می دهند. دیدن این گونه فیلم ها برای کودکان بیش از حد زیان اور و خطرناک می باشد . یادتان باشد که این قبیل نمایش ها ضد خنده هستند. بر عکس فیلم های خنده دار ، شادی اور و یا هنری تماشا کنید. برای انکه هر چه بیشتر ارامش داشته باشید ، سعی کنید تحت هیچ شرایطی خودتان را جای قهرمان داستان نگذارید. لازم نیست یک داستان را انقدر جدی بگیرید که برایش گریه کرده و تا مدت ها ان را به خاطر داشته باشید. در انتخاب کتاب نیز دقت کنید کتاب های جنایی که صحنه های قتل و خطر در ان ها به قدری زیبا طراحی شده اند که هر کسی می تواند خود  را به جای قربانی قرار دهد ، برای ارامش و اسودگی روان شما بیش از حد مضر هستند. کتاب های هنری ، ادبیات معاصر ، شعر یا ادبیات کلاسیک خیلی مفید تر از رمان های هیجان انگیز و اضطراب اور جاسوسی یا جنایی هستند.

هر گاه رد پای کسی را که ارامشم را گرفته بود دنبال کردم به خودم رسیدم. (اندره ژید)

ذکر مطلب با نام منبع بلا مانع است




تاريخ : یکشنبه ششم مرداد 1392 | 10:39 | نویسنده : آوا |
ساز های زهی :

هارپ ، گیار ،ویولن ،ویولا ،ویولونسل و کنترباس( که گاهی به اختصار باس نیز نامیده می شود)

ویولن(بالا) اغلب نقش تکنواز (سولو) دارد.ویولن های ارکستر به دو گروه ویولن های اول و ویولن های دوم تقسیم می شوند . ویولن های اول اغلب ملودی اصلی را می نوازند.

 

گر چه اهنگسازان سده هجدهم اغلب محدوده های باس و باریتون صدای ویولنسل (تصویر بالا) را به کار گرفتند اما اهنگسازان بعدی از محدوده های صوتی زیر تر این ساز نیز استفاده کرده اند.

طول ویولا حدود پنج سانتی متر از ویولون بیشتر است و به همین سبب وسعت صوتی ان بم تر است. رنگ صدای ویولا تیره تر و حجیم تر از ویولن است و صدایش درخشش صدای ویولن را ندارد.

کنترباس (بالا) صدایی بسیار تیره و حجیم دارد و در نواختن نت ها نسبت به دیگر ساز های زهی کمتر چابک است صدای این ساز در ارکستر همراه با ویولنسل و یک اکتاو بم تر از ان شنیده می شود.

هارپ با 47 سیم که بر قابی مثلثی کشیده شده اند دارای وسعت صوتی پهناوری معادل شش ونیم اکتاو است. هارپیست با انگشتان دو دست بر سیم ها زخمه می زند.

گیتار شش سیم دارد که با انگشتان دست راست بر انها زخمه زده می شود .پرده بندی دسته ساز نشانگر محل انگشتگذاری بر سیم ها با دست چپ است.

ذکر مطلب با نام منبع بلا مانع است



تاريخ : پنجشنبه سوم مرداد 1392 | 11:46 | نویسنده : آوا |

کدام موسیقی بهتر است؟

شاید پیش خودتان فکر کنید کدام موسیقی برای بهتر شدن خلق و خوی شما بهتر است و به بهبود شرایط روحی کمک می کند؟ چنین مواقعی موسیقی های ارام بخش انتخاب خوبی هستند اما متخصصان بر این باورند که انتخاب موسیقی مناسب به سلیقه و تجربیات هر فرد وابسته است. اگر شخصی در تمام دوران زندگی با موسیقی پاپ بزرگ شده شاید گوش دادن به سبک کلاسیک برایش جالب نباشد و البته بعضی از افراد هم اصلا نمی توانند اهنگ های پاپ را تحمل کنند . گاهی هم یک اهنگ شما را به یاد خاطرات دوست داشتنی قدیمی وصل می کند و با یاد اوری گذشته احساس خوبی به دست می اورید . با این وجود یک قانون کلی می گوید اگر می خواهید ارامش بیشتر داشته باشید اهنگ هایی را انتخاب کنید که ریتم ارامتری دارند.

ذکر مطلب با نام منبع بلا مانع است




تاريخ : پنجشنبه سوم مرداد 1392 | 11:3 | نویسنده : آوا |
طی قطعه موسیقی زمانی ممکن است ملودیی بدون همراهی، گاه چندین ملودی همزمان ، یا ملودی هایی با اکورد های همراهی کننده شنیده شود. برای توصیف این موارد گوناگون ، اصطلاح بافت موسیقایی به کار می رود.

بافت مونوفونیک: یک خط ملودیک تنها و بدون همراهی بافتی مونوفونیک ( به معنای تک صدایی) دارد . اگر به تنهایی اواز بخوانید اواز شما بافتی مونوفونیک دارد.

اجرای همزمان یک خط ملودیک توسط چند ساز یا اواز خوان همصدایی نامیده می شود که بافت مونوفونیک حجیم تر و غنی تری پدید می اورد .

بافت پلی فونیک: اجرای همزمان دو یاچند خط ملودیک که اهمیت و جذابیتی کم و بیش یکسان داشته باشند بافتی را پدید می اورد که پلی فونیک یا چند صدایی نامیده می شود. در بافت پلی فونیک چندین خط ملودیک از نظر نمود موسیقایی با یکدیگر به رقابت می پردازند. اکثر اثار باخ چنین بافتی دارند.

بافت هوموفونیک: هنگامی که یک ملودی اصلی را که با اکورد هایی همراهی می شود می شنویم، بافت موسیقی هوموفونیک است.

اگر سوالی در رابطه با این مبحث برایتان پیش امد حتما پاسخگو خواهم بود. اوا

ذکر مطلب با نام منبع بلا مانع است



تاريخ : شنبه سی و یکم فروردین 1392 | 22:1 | نویسنده : آوا |
چوب رهبری

همانطور که همه میدانید به معنای یک چوب باریک و کشیده میباشد که رهبر ارکستر از آن برای دادن علایمی در سکوت به یک گروه نوازنده استفاده میکند .در اوایل قرن پانزدهم اعضای گروه کر به وسیله ی یک سری کاغذ لوله شده رهبری میشدند که سل فا (همچنین واژه ای برای یک سیستم آموزشی سلفژ است )نامیده می شد .پس از آن برای تمرین ضربات در موسیقی از یک چوب کوتاه که روی میز زده میشد استفاده میکردند که گاهی با کوبیدن پا به زمین نیز به روی ضربات تاکید میشد .
به این روش بود که آهنگساز فرانسوی لولی در هنگام رهبری (ته دوم te deum)در سال ۱۶۸۷ پای خود را زخمی کرد .که زخم آن به قانقاریا تبدیل شد و در نتیجه باعث مرگ لولی شد .
در دوران باروک گروه نوازندگان از هارپسیکورد رهبری می شدند در حالیکه در دوران کلاسیک رهبری به عهده ی مایستر ویولن اول بود .
به این ترتیب که آرشه خود را با سر ضرب ها در موسیقی حرکت می داد .spohrاشپور (۱۸۵۹-۱۷۸۴) ویولنیست- آهنگساز بود که پیشرو در امر رهبری با چوب شد و در سال ۱۸۲۰ در لندن جایی که به نظر بسیار آوانت گارد میرسید چوب رهبری را معرفی کرد و تنها بدون نواختن هیچ سازی با نواختنضربات موسیقی با یک چوب ارکستررا رهبری کرد .کندلسون نیز در سال ۱۸۳۵ در لابپزیگ با چوب رهبری کرد .که هنوز این عمل به نظر یک تجربه ی جدید می رسید . ولی با این وجود در سال ۱۸۴۰ موسسه ی رهبری به طور جدی تاسیس شد .
● تاریخچه ی مختصری از مدلهای چوب رهبری
▪ چوب رهبری متروک
در قرن بیستم پوشیدن دستکش توسط رهبران ارکستر الزامی بود .واسیلی سافونفsafonof(۱۹۱۸-۱۸۲۵)اولین کسی بود که از چوب رهبری استفاده نکرد و با ترک استفاده ازآن گفت که من ده چوب رهبری با انگشتانم دارم .در سال۱۹۰۶ اعلام کرد : ” حرف من را به خاطر داسته باشید در ۱۰ یا ۱۵ سال آینده هیچ چوبی در ارکستر ها دیده نخواهد شد ” لنوپولد استوکوفمسی (۱۹۷۷-۱۸۸۲)هرگز از چوب رهبری استفاده نکرد او ترجیح میداد از انگشتان بلند و اشرافی خودا ستفاده کند .
▪ یک .دو .سه .چهار.
بیشتررهبران ارکستر از چوب در دست راست خود برای نشان دادن تمپو استفاده میکردند در حالیکه دست چپ نشان دهنده ی حالات دینامیک ها و شروع نواختن سازها بود .به تدریج یک شیوه ی جهانی نواختن ضربات با چوب به وجود آمد برای دو ضرب درمیزان , پایین بالا برای سه ضرب جنوب شرق -شمال (مانند یک مثلث )برای چهار ضرب ,جنوب.شرق .غرب .شمال
▪ طراحی چوب های رهبری :
زمان زیادی طول کشید تا اندازه شکل چوب رهبری مشخص شود .چوب رهبری برلیوز از چوب نتراشیده ی درخت لیمو بود .در حالیکه لونیس آنتوانی جولیان (۱۸۶۰-۱۸۱۲) از یک چوب جواهر نشان از درخت افرا استفاده میکرد که طول آن ۲۲ اینچ بود که با حلقه ها و مارهای طلایی و با هفت قطعه الماس روی آنها تزیین شده بود .

با تشکر از اقای منصور تاتو



تاريخ : سه شنبه بیست و نهم اسفند 1391 | 12:38 | نویسنده : آوا |
دورهٔ باروک در موسیقی هنری اروپایی از حدود ۱۶۰۰ تا ۱۷۵۰ در نظر گرفته می‌شود. باروک کلمه‌ای ایتالیایی و به معنی زمخت و ناهنجار است و از کلمه بارکو در ایتالیایی به معنی مروارید صیقل نیافته گرفته شده است. موسیقی این دوره اغلب بافت پلی فنیک دارد. مطرح‌ترین چهره‌های این دوره از موسیقی کلاسیک باخ، ویوالدی، هندل و آلبینونی هستند.

بافت پلی فنیک یعنی یک گروه ارکستر از ساز های گوناگون که هر کدام نت متفاوتی را میزند اما در کل صدای موسیقی انها دارای هارمونی می باشد.

ذکر مطلب با نام منبع بلا مانع است



تاريخ : سه شنبه بیست و نهم اسفند 1391 | 12:29 | نویسنده : آوا |
به گواه اشیای مکشوفه مفرغی لرستان و اواهای به یادگار مانده مویه ها و رقص های بومی که هنوز هم در میان مردم این سامان اجرا می شود، موسیقی لرستان یکی از گنجینه های کهن موسیقی اقوام ایرانی است . انواع ساز های بومی لرستان نظیر سرنا، کرنا ، دهل ، دوزله، بلور ، کمانچه(تال)، تنبک(تُمَک) می باشند.

اساتید معاصر موسیقی لرستان:زنده یاد علیرضا حسین خانی ، کمانچه نواز و بداهه خوان، امام قلی امامی(عزیزی) تنبور نواز ، نجف علی میرزایی کلام خوان و تنبور نواز اهل حق ، شاه میرزا مرادی ، سرنا نواز شهیر لرستانی که در اواخر عمر پر ثمرش از سوی جشواره اوینیون فرانسه لقب مروارید اقیانوس را گرفت ، همت علی سالم ، کمانچه نواز و ترانه سرا ، پیر ولی کریمی کمانچه نواز خلاق .

زنده یاداستاد علیرضا حسین خانی

زنده یاد استاد شاه میرزا مرادی وی در سال 1376بر اثر بیماری مزمن ریوی فوت کردند.



تاريخ : دوشنبه بیست و هشتم اسفند 1391 | 21:45 | نویسنده : آوا |

زندگي نامه استاد مهندس همايون خرم

 

     از پدري درستكار و آزاده و مادري فهيم و با احساس، پسري پا به عرصه وجود نهاد كه نام او را “همايون” گذاردند. مادرش از شيفتگان موسيقي اصيل ايراني بود و از مقام هاي موسيقي ايراني به دستگاه همايون علاقه اي وافر داشت. به همين دليل هم نام “همايون” را براي فرزند خود انتخاب كرد.

     همايون خرم در سن 10-11 سالگي به مكتب استاد صبا راه يافت و به علت استعداد شگرف در 14-15 سالگي يك شبه ره صد ساله را پيمود و به عنوان نوازنده 14 ساله، در راديو ساز تنها اجرا كرد. بعدها در بسياري از  برنامه هاي موسيقي راديو، خصوصاً در برنامه گلها، به عنوان آهنگساز، سوليست ويلن و رهبر اركستر  آثاري با ارزش ارائه داد.

     همايون به موازات فعاليت عاشقانه و در عين حال محققانه در موسيقي ايراني، از كسب علم نيز غافل نبود و در اكثر مراحل تحصيل از شاگردان ممتاز بود و تحصيلات عاليه خود را تا اخذ دانشنامه در رشته مهندسي برق ادامه داد. سمت هاي ايشان در زمينه هنر و موسيقي؛ عضويت در شوراي عالي موسيقي راديو، رهبري اركستر سازهاي ملي، استاد دانشكده موسيقي ملي و هنرستان شبانه، آهنگساز در برنامه هاي موسيقي ايراني و خصوصاً برنامه گلها، رهبري اركستر گلها و سوليست ويلن بوده است.

     تعدادي از آهنگ هاي ايشان مانند: تو اي پري كجايي(سرگشته)، امشب در سر شوري دارم (غوغاي ستارگان)، ساغرم شكست اي ساقي (طاقتم ده)، رسواي زمانه منم، آيا همه شما بي گناهيد، اشك من هويدا شد، پيك سحري، بعد از تو هم در بستر غم مي توان خفت، ساقي ببين، دل پريشانم زغم گرفته، آواي خسته دلان و ده ها آهنگ ديگر، همگي بيانگر نبوغ همايون خرم در كارآهنگ سازي است.

     شايان ذكر است همايون خرم در ضمن تسلط در نوازندگي و بداهه نوازي، آهنگسازي خلاق و كم نظير و در عين حال مسلط به ظرايف نظري و تئوريك موسيقي ايراني است و از اين نظر پژوهشگري با ارزش و محققي ممتاز به شمار مي رود.

 

آثار اجرايي :

     برنامه هاي متعدد گلهاي رنگارنگ، برنامه هاي موسيقي FM  راديو، برنامه هاي بداهه نوازي در راديو، تعدادي برنامه تك نوازان با همكاري هنرمندان ديگر به صورت همنوازي؛ همچنين همنوازي با هنرمنداني مانند شادروان استاد جواد معروفي، استاد جليل شهناز، استاد فرهنگ شريف و شادروان منصور صارمي همراه با ضرب شادروان جهانگير ملك و شادروان امير ناصر افتتاح.

آثار موسيقي ايشان به صورت كاست و لوح فشرده (CD) شامل همنوازي با استادان جواد معروفي، جليل شهناز و فرهنگ شريف هم اكنون در اختيار علاقمندان است.

 

آثار مكتوب:

1-     رديف اول چپ كوك (نواي مهر)؛ شامل آوازها، چهارمضراب ها، قطعات و تعدادي از آهنگ ها.

2-     رديف دوم راست كوك؛ شامل تعدادي از پيش درآمدها، چهارمضراب ها و رنگ ها كه هم اكنون در حال آماده سازي و چاپ است.

      از فعاليت هاي ديگر ايشان مي توان يه سخنراني درباره موسيقي ايراني در مراكز هنري و فرهنگي اروپا و آمريكا مانند دانشگاه UCLA، دانشگاه گيلان، دانشگاه پزشكي شيراز (درباره استاد صبا و موسيقي ايراني)، انجمن موسيقي فارس (درباره استاد ابوالحسن صبا)، دانشگاه علامه طباطبايي (درباره مقامات موسيقي ايراني)، فرهنگسراي ارسباران (درباره استاد علي نقي وزيري)، دانشگاه صنعتي اصفهان (درباره مشخصات موسيقي ايراني) و سخنراني هاي متعدد ديگر در تالار رودكي تهران به مناسبت هاي مختلف اشاره كرد. 



تاريخ : شنبه نوزدهم اسفند 1391 | 13:13 | نویسنده : آوا |
تاریخچه ویلن در اروپا به قرن ۹ میلادی باز میگردد.بسیاری معتقدند که ویلن نمونه تکمیل شده ساز رباب است.رباب سازی است که بعدها وقتی به اروپا آورده شد و تغییراتی در آن بوجود آمد به نام ربک در اروپا شهرت گرفت. برخی بر این باورند که ساز ویلن متعلق به یک امپراطوری هند در ۵۰۰۰ سال قبل از میلاد بوده‌است و برخی دیگر ریشه ان را در افریقا و حتی کشورهای عربی میدانند. فرمهای اولیه دارای سوراخی بودند که بر روی ساز قرار داشت اما بعدها این سوراخ از بدنه سازها حذف شدند و این ساز با چهار سیم سر اغاز ساز ویلن تکامل یافته در سالهای اینده شد. در اروپا از قرن ۱۱ به بعد ساز ویلن به صورت تکامل یافته دیده می‌شود.

از اولین سازندگان ویلن می‌توان به گاسپارو برتولونی ایتالیایی نام برد، که در برخی موارد وی را مخترع این ساز می‌دانند. از شاگردان مشهور گاسپارو برتولونی آندره آمـاتــی بود که او هم بهترین سازنده ویولن در سطح جهان یعنی آنتونیو استرادیواری ایتالیایی را پرورش داد. تا کنون کسی در جهان پیدا نشده که نه تنها بتواند هنر او را تکمیل نماید بلکه قادر نبوده ویولنی بسازد که از حیث زیبایی و صوت بتواند با ویولن‌های آنتونیو استرادیواریوس برابری نماید. جلا و ظاهر خوش ویولن استرادیواریوس چیزی در حد کیفیت خورشید که روی پوست ابریشمی تابیده باشد است





تاريخ : شنبه نوزدهم اسفند 1391 | 12:51 | نویسنده : آوا |

این ساز یک ساز بین المللی است و خاص تنها کشور ایران نیست. نی در حقیقت یک ماده طبیعی است که انسان از آن به عنوان ساز استفاده کرده است. به روایتی این ساز قدیمی ترین ساز در دنیا است. نی به عنوان قدیمی ترین وسیله موسیقی ساخت دست بشر شناخته شده است.

نی

نتیجه کاوش های بعمل آمده در این زمینه، تاریخ استفاده از گیاه نی را برای ساختن سازهای بادی در ارتفاعات آمریکای جنوبی (در کشور پرو) به ده هزار سال قبل باز می گرداند. در مصر پنج هزار سال قبل ازنی استفاده می شده است.به طور یقین در ایران هم وجود داشته است.در مینیاتورهایی که در موزه های جهان موجود است در کنار دف و سازهایی که آن زمان مورد استفاده قرار می گرفته است و به عنوان سازاصلی مطرح بوده است. تاریخ این مینیاتور ها به هزار سال قبل برمی گردد.

من در موزه ای در ایرلند مینیاتوری پیدا کرده ام مروبط به اوایل دوره صفویه وکار میرزا علی نقاش.یعنی در حدود ۴۰۰ سال قبل که با تکنیک امروز ایران می نوازد.اصولا زمانی که نی را با لب می زنند.سر نوازنده کج می شود و نی به طور مورب زیر لب ها قرار می گیرد.ولی با این تکنیک که ما در ایران استفاده می کنیم و من اسمش را گذاشته ام تکنیک اصفهان (دلیل آن هم این است که ما نوازندگانی را می شناسیم که در اصفهان از چند نسل قبل از همین تکنیک)استفاده می کردند.بعضی ها می گویند نایب اسدا… این تکنیک را ابداع کرده ولی مینیاتوری که من دیدم نشان می دهد که از ۴۰۰ سال پیش نی با این تکنیک نواخته می شده است.

در دوره صفویه هم این تکنیک متداول بوده است.به احتمال زیاد این تکنیک هم مانند خیلی مقوله های دیگر هنری که از بین می رود و دوباره برمی گردد و متداول می شود،در دوره ای این تکنیک به کار گرفته نمی شده و با لب می زدند. بعد نایب اسدا… دوباره به تکنیک قدیم برگشته و از دندان استفاده کرده است. ناگفته نماند که در ترکمنستان مردم ترکمن هم با دندان می نوازند.

من عکسی دارم که یک نوازنده و یک خواننده ترکمن را نشان می دهد، در این تصویر نوازنده نی تکنیکی بسیار نزدیک به تکنیک اصفهان دارد. و به نوعی برای صدا درآوردن از نی که از دندان های خود استفاده می کند ؛البته شیوه نوازندگی با دندان توسط ترکمن ها یک مقدار تفاوت دارد.

ترکمن ها به جای این که نی را بگذارند روی لب ها، می گذارند روی دندان هایشان و با زبانشان هوا را به سر نی هدایت می کنند. در تکنیک اصفهان نی میان دندان های فوقانی قرار می گیرد و صدای نی هم متفاوت است البته ترکمن ها موسیقی خودشان را می نوازند و طبیعتا صدای نی حالت فولکوریک دارد، مانند نی های محلی را که در ایران هم هست و صدای متفاوتی از تکنیک اصفهان دارد. مینیاتور نشان می دهد که نی رفته داخل دهان نوازنده و بین لبهایش هم باز است.یک تفاوتی میان با لب نواختن و با دندان نواختن وجود دارد.زمانی که با لب می نوازند لبها بسته هستند؛در صورتی که در تکنیک اصفهان فاصله ای بین دندان ها وهمینطور لب ها هست .

هواداخل دهان به وسیله زبان هدایت می شود و به سر نی برخورد می کند تا صدا تولید شود. در این تکنیک صدا پشت دندان های ردیف بالاو در داخل دهان تولید می شود؛به همین علت کیفیت صدا کاملا با زمانی که نی خارج از دهان باشد متفاوت است.

در این مینیاتور سرنوازنده عمودی است و دهان نوازنده باز است ولی در همان ردیف مینیاتور ها گاهی نشان داده شده که گردن نوازنده کاملا کج است، اگر نی نوازهای ترک را دیده باشید در قونیه و بر سر مزار مولانا خیلی این حالت گردن و سر کج را بیشتر نشان می دهند؛ چون زمانی که می چرخند سر و گردن را کج می گیرند که فلسفه ای برای خود دارد و این را روی نی بیشتر نشان می دهند و در زمان نواختن این ساز یک حالت افتاده به خود می گیرند و گردنشان را کج می کنند؛ در صورتی که درتکنیک اصفهان سر را راست می گیرند و همین حالت و زاویه سر در این دو تکنیک کاملا متفاوت است این توضیحات به این منظور است که روشن کنم که تکنیک اصفهان در این مینیاتور کاملا مشخص است و زمان آن بر می گردد حداقل به ۴۰۰سال قبل.



تاريخ : شنبه پانزدهم مهر 1391 | 12:33 | نویسنده : آوا |

مقدّمه: 

هنر از الفاظی است كه در طول زمان با معانی گوناگون همراه بوده است. هنر در بینش دینی ما از یك زمینه‌ی فطری برخاسته است كه تربیت انسانی فرزانه و فرهیخته را نوید می‌دهد. انسانی كه به عواطف، احساسات، تخیلات و اندیشه‌ی خود جهت الهی داده و پیام خویش را در قالب یك رشته‌ی هنری به جامعه‌ی انسانی هدیه می‌دهد. 

كودكان با انجام فعالیتهای هنری خود جهان و خالق جهان را بهتر می‌شناسند. هنرمند لحظه به لحظه به دنبال حقیقت است و سعی دارد از بودن فعلی عبور كند تا به شدن آرمانی خویش برسد و كمال یابد. هنرمند متعهد امروز باور دارد كه تربیت انسان فردا را عهده‌دار است. هنر باعث می‌شود كه هنرمند پیوسته در كار آفرینش زیبایی‌‌ها و نمایاندن آنها به مردم باشد. موسیقی نیز بخشی از هنر است. هنری كه زیبایی‌‌های خاص خود را دارد. و در بخش تربیت شنوایی كودكان و انسانها نقش مهمی را ایفا می‌كند. هدف از تربیت صحیح درآموزش موسیقی بالا بردن دقت گوش و آشنا شدن صحیح با پدیده‌ی صدا و ریتم است. سازمان یونیسف از سالها پیش آموزش موسیقی را بعنوان یكی از اركان مهم و ضروری آموزش در كلیه‌ی مدارس دنیا مقرر كرده است. ضرورت آموزش موسیقی به این دلیل است كه می‌تواند نقش مهمی در تعاملات اجتماعی و فرافكنی احساسات كودك ایجاد كند تا جائیكه كه در همه‌ی جهان از موسیقی برای تعدیل انرژی و تقویت مهارتهای حسی و حركتی كودك استفاده می‌گردد. 

تعریف هنر:

لفظ هنر در زبان سانسكریت از دو واژه «سو» به معنای نیك و هر چیز خوب و نیك كه فضایل و كمالاتی بر آن مرتبط است و «نر یا نره» به معنای زن و مرد تشكیل شده است. این واژه وارد زبان فارسی شده و در اوستا به شكل «هونر» درآمده است. كه از صفات اهورامزدا به معنای نیك و خوب است. در فارسی میانه و پهلوی و پس از آن در دوره اسلامی به صورت « هنر» و به معنای انسان كامل و فرزانه و هم به معنای كمال و فضیلت آمده است. 

در لغتنامه دهخدا هنر به معنای علم، معرفت، دانش، فضل، فضیلت، كمال، كیاست، فراست و زیركی آمده است. 

هنر دو بعد دارد: یك بعد دلالت بر فرزانگی، فرهیختگی و كمال و بعد دیگر آن توانایی بیان افكار، احساسات، عواطف، تخیلات و تفكر در قالب یكی از رشته‌‌های هنری است. 

آمیزه‌ای از این دو بعد، هنرمندی است كه زیبایی‌‌های جهان را شناخته و جهان را در كمال زیبایی می‌بیند. 

هنر و هوش: 

همه افراد از تمام مقوله‌‌های هوشی بهره مندند. ولی اگر فرد از آموزش، تشویق و استغنای محیطی كافی برخوردار باشد قادر خواهد بود هر یك از مقوله‌‌های هوشی خود را تا سطح بالایی از عملكرد توسعه دهد. مقوله‌‌های هوشی از طریق شركت در فعالیتهای جمعی و فرهنگی به تحرك واداشته می‌شود و توسعه می‌یابد. انواع هوش در تركیب با هم می‌توانند در حوزه‌‌های هنر بكار گرفته شوند و از آنها برای تولید یا فهم آثار هنری استفاده شود. 

هنر و تمایلات فطری كودكان:

دانش‌آموزان با انجام فعالیت‌‌های هنری خود، جهان و خالق جهان را بهتر می‌شناسند، حس زیبایی‌شناسی خود را توسعه می‌دهند، حواس پنجگانه، تفكر، تخیل و هوش آنها نیز تقویت شده است و استعدادهای درونی و خلاقیت شان شكوفا می‌شود. در فرایند تولید هنری احساس، عواطف و اندیشه توأم می‌شود و حاصل همراهی آنها با ابزار و مواد مورد نیاز محصول هنری است كه فرد تولید می‌كند. 

به جرأت می‌توان گفت كه همه كودكان فعالیتهای هنری را دوست دارند. آنها در این گونه فعالیتها و هنگام انجام دادن كارهای عملی نظیر طراحی، ساختن و نواختن، شكست و پیروزی را تجربه می‌كنند و به این ترتیب زمینه‌ای برای بروز خلاقیت و احساسات آنها فراهم می‌شود. 

دانش‌آموزان دوره ابتدایی و یا بهتر بگوییم كودكان از آنجا كه به فطرت الهی خود نزدیكتر هستند و صفاتی نظیر گرایش به آرامش، پاكی و حتی زیباتر كردن محیط و علاقمندی به نیكی‌‌ها در آنها مشهود است، به همین خاطر دارای ذهن خلاق تری هستند. ودر خلق چیزهای زیباتر و جذابتر حضور ذهن فعالتری دارند. آنها قادرند با شنیدن قصه‌‌ها و حتی گوش دادن به یك قطعه موسیقی به راحتی عواطف خود را بیان كنند و در دنیای خیال خود پرواز كنند. كودكان در آواز خواندن، شادی و خوشی را در می‌یابند و آن را بعنوان قسمتی از زندگی روزمره می‌پذیرند، خصوصاً وقتی كه معلم آواز می‌خواند یا آهنگی را هنگام بیرون رفتن بچه‌‌ها در پایان كلاس می‌خواند. زمانی كه كودك در بازیهای موسیقیایی شركت می‌كند براحتی عناصر موسیقی را درك می‌كند. پس فعالیتهای هنری در هر زمینه‌ای كه باشد برای نشان دادن این دنیای خیالی فرصت مناسبی است. 

«در هر انسانی چه جوان، چه پیر ذوق خلاقانه وجود دارد زیرا همه ما از تمایل فطری برای استفاده از دستهای خود و نیز مواد لازم بعنوان ابزارهایی برای بیان هنری برخورداریم» (جان لنكستر)

تأثیر هنر بر كودكان:

هنر همیشه به گونه‌ای است كه فطرت پاك كودكان را به خوبی نمایان می‌سازد و خصلت‌‌های نیك آنها را توسعه می‌دهد واز آنها كودكانی با اعتماد به نفس و هوش سرشار می‌سازد. مطالعات دانشمندان نشان می‌دهد فعالیتهای هنری مهارتهای كلامی كودكان را پرورش می‌دهد و قدرت بیان غیر كلامی آنها را وسعت می‌بخشد وبرصبروتحمل آنها می‌افزاید وآنها را به نظم وتمیزی پایبند می‌كند. 

هنر كودكان را در برقرای ارتباط توانا می‌سازد و رشد عاطفی، اجتماعی و اخلاقی آنان را متعادل می‌كند. كودكانی كه در یك زمینه خاص هنری فعالیت دارند از فهم و درك كاملتری برخوردار هستند. از این رو فرد با آگاهی و توانایی‌‌های خود به اعتماد به نفس بیشتری دست می‌یابد و این خود باعث می‌شود كه زمینه تلاش بیشتر و موفقیت را در امور دیگران هم فراهم آورد و اینها از نقش‌‌های اولیه فعالیتهای هنری هستند. 

«دانش‌آموزانی كه به فعالیتهای هنری اشتغال دارند از موفقیت و پیشرفت تحصیلی و آموزشی بیشتر و بالاتری برخوردارند». (محمود مهر محمدی) 

موسیقی بعنوان یك فعالیت هنری:

انسان بخش عظیمی از آگاهی‌‌های خود را از طریق صداهایی كه می‌شنود بدست می‌آورد. صوت یا صدا موجی مكانیكی است كه در اثر ارتعاش اجسام تولید می‌شود و در هوا انتشار می‌یابد و پس از رسیدن به گوش بوسیله حس شنوایی شنیده می‌شود. از دیدگاه فیزیكی صداهایی كه امواج منظم، هماهنگ و متوالی دارند اصوات موزون نامیده می‌شوند. این اصوات احساس مطبوع و خوشایندی را در شنونده برمی‌انگیزد. بنابراین می‌توان موسیقی را نوعی هنر نامید. هنری كه بواسطه ی آن افراد می‌توانند با ایجاد اصوات منظم و موزون بر اطراف خود اثربگذارند. 

تأثیرات موسیقی بر شكل گیری شخصیت كودك:

حساسیت انسان به موسیقی از دوران جنینی آغاز می‌شود. موسیقی و هنر تا به امروز در آموزش دوران اولیه كودكی جایگاهی بلندمرتبه داشته است. چنانچه از این هنر در جهت صحیح و سالم خود استفاده شود تأثیرات شگرفی در شكل گیری شخصیت سالم كودك خواهد داشت در غیر این صورت اثرات مخرب آن جبران ناپذیر خواهد بود. 

اثرات مخرب موسیقی ناسالم:

نیاز كودك به تربیت شنیداری، اگر ناصحیح صورت بگیرد اثرات بسیار مخرب و تأثیرات بسیار منفی بر آینده كودك خواهد گذاشت. تقریباً اكثریت موسیقی‌‌هایی كه برای كودكان پخش یا خوانده می‌شود مناسب ذهن و گوش كودكان نیست و غالباً لحن ملودی‌‌های آن یك موسیقی هیجانی یا بصورت عامیانه كافه‌ای است كه اصلاً ملودی‌‌هایش ارتباطی با رشد گوش كودك ندارد. ملودی‌‌هایی از این دست برای بچه‌‌ها مضر است. اگر كودك به این ملودی‌‌های تأثیر برانگیز عادت كند باعث آشفتگی در حوزه عاطفی و عدم توانایی تمركزش در آینده می‌گردد و ارتباط حقیقی، عینی و واقع گرایانه‌اش با محیط الكی خوش می‌شود. امروزه در مراكز فروش آثار صوتی تقریباً آثار متناسب با ذائقه و روحیه كودكان كه پرنشاط و ساده باشد بسیار اندك است و متاسفانه كودكان ما با موسیقی‌‌های رپ و غیره كه بسیاری از مفاهیم‌شان تناسبی با سن آنها ندارد ارتباط پیدا كرده‌اند. 

در سال 2001 دانشندانی چون بان بری (Banbure) ، ماكن (Machen)،  ترمبلی (Tremblay) و جونز(Jones) پژوهشهای مشابهی را درباره تأثیر صداهای غیر مرتبط با یكدیگر بر فرایند فطری فرد انجام دادند و به این نتیجه رسیدند كه صداهای نامربوط، تأثیر بسیار منفی بر حافظه، مخصوصاً حافظه كوتاه مدت می‌گذارند. آنها همچنین متوجه شدند كه عنصر اصلی تأثیرگذار بر این تخریب حافظه نتیجه تغییرات آكوستیك در این صداهاست. نتیجه پژوهشها نشان داد صداهای غیر مرتبط با هم كه بصورت تكراری و مستمر شنیده می‌شوند چندان تأثیری بر حافظه فرد نمی‌گذارند. بماند كه اثری مخرب بر روی حافظه و یادگیری دارد. 

اغلب پژوهشهایی كه در این زمینه انجام شده تقریبا به یك نتیجه رسیده‌اند و آن اینست كه موسیقی راك روی حافظه تأثیر منفی دارد و موسیقی كلاسیك و سنتی مثبت‌ترین اثر را داراست. 

چقدر خوب می‌شد كه این فرهنگ در میان مردم ما رواج یابد كه بجای موسیقی ترس(رپ) به موسیقی عشق (سنتی) گوش كنند. 

اثرات مثبت موسیقی و ضرورت آموزش آن:

لالایی آواز عشق و آرامش و امنیت است. نغمه‌ای كه بر حس شنوایی كودكان تأثیر می‌گذارد. فضای مهرآمیزی كه بوجود می‌آید و بالاخره تكانهای آرام آرام در آغوش مادر همه و همه باعث می‌شود كه حواس مختلف كودك بطور چشمگیری تحریك شود و در نتیجه مغز او رشد و تحول یابد. 

انسان بخش عظیمی از آگاهی‌‌های خود را از طریق صداهایی كه می‌شنود بدست می‌آورد. عادت به شنیدن اصوات سالم، روح را آرامش و اطمینان می‌بخشد، باعث كاهش ضربان قلب می‌شود، حافظه را تقویت می‌كند، تفكر را توسعه می‌دهد و در یادگیری تأثیر بسیار دارد. كودكان صداهای زیبا را دوست دارند واز شنیدن و تقلید كردن آنها لذت می‌برند. از این رو می‌توان با جلب توجه دانش‌آموزان به اصوات و نغمه‌‌های زیبای طبیعت به آنها در تربیت شنوایی و شناخت هر چه بهتر هنرهای شنیداری كمك كرد. 

بعضی از اصوات باعث خوشحالی و شادی می‌شوند. زیرا حالت آهنگین و تأثیرگذار آن را بخوبی می‌توان احساس كرد. و بعضی صداهای دیگر مانند صدای ماشین پیش از رویت در كودك احساس امنیت ایجاد می‌كند. یا صدایی مانند تیك تیك ساعت باعث می‌شود او بهتر بتواند موقعیت خود را در محیط شناسایی كند. همه والدین می‌دانند یك اسباب بازی موزیكال برای كودك بسیار سرگرم كننده است. زیرا موسیقی آن باعث آرامش او می‌شود و حركات آن او را تحت تأثیر می‌گذارد. 

« موسیقی می‌تواند دو كار انجام دهد: می‌تواند مانند پلی باشد كه فاصله انسانها را به هم نزدیكتر كرده و تفاوتهایشان را كمرنگتر نماید یا می‌تواند شكاف بین افراد را عمیقتر و مشكلات آنها را بزرگتر كند كه البته موسیقی رپ نقش دوم را دارد». (فیل كالینز)

« موسیقی كه یك نجیب زاده گوش می‌كند نرم و لطیف است و باعث متعادل ساختن رفتار و خلق و خوی او می‌شود. چنین مردی هرگز ناراحتی و كینه به دل نمی‌گیرد. خشم و زورگویی برای این مرد بیگانه است». (كنفوسیوس)

    موسیقی یك نیروی پرقدرت است و اغلب ما وقتی به آن می‌اندیشیم ابتدا اثرات هیجانی ایجاد شده توسط آن به ذهن مان می‌رسد. روانكاوان معتبر قدرت ایمن بخش موسیقی بر روی روح و روان را تایید می‌كنند. آنها اعتقاد دارند كه موسیقی باید بخشی از كارها باشد. چرا كه موسیقی تا عمق درون انسانها نفوذ كرده و روح آنها را لمس می‌كند و زمانی كه روشهای دیگر كارساز نباشد موسیقی می‌تواند ریشه مشكلات بیماران را آشكار سازد. 

 « موسیقی به ما آرامش می‌بخشد، به ما انرژی می‌دهد واحساس رضایت را در ما ایجاد می‌كند و بدون آنكه بدانیم چرا، باعث گریه یا خنده ما می‌شود».  (چارلز كینگری)

موسیقی و عشق با یكدیگر عجین هستند و انرژی مثبت را به كودكان و حتی بزرگسالان منتقل می‌كنند. ما با فرستادن ارتعاشات و انرژی‌‌های مثبت موسیقی به كودكان می‌توانیم با ترس و نفرت و بیماری‌‌های روحی آنها مقابله كنیم. 

یك نظریه عامی وجود دارد كه موسیقی و صدا هیجان و عواطف ما را عوض می‌كند. موسیقی می‌تواند به ایجاد یك زمان دلپذیر كمك كند، احساسات را تغییر دهد و روی باورها اثر بگذارد. 

بسیاری از دانش پژوهان و دانشمندان و حتی امروزه دانشجویان برای اینكه به فرایند یادگیری خود كمك كنند هنگام مطالعه به موسیقی گوش می‌دهند و این كار صرفاً برای لذت بردن نیست آنها با این وسیله محیط یادگیری بهتری را برای خود فراهم می‌كنند. 

محققان دانشگاه كالیفرنیا می‌گویند: « آموختن موسیقی سخت‌افزار مغز انسان را تقویت می‌كند». 

مجله ی نیچر در شماره‌ی سپتامبر 1994 خود گزارشی منتشر كرده است كه بر حسب نتایج آزمایشها، درس موسیقی در مدارس بر رفتار كودكان تأثیر بسیار می‌گذارد و درتقویت فراگیری و تمركز فكر و شكوفایی استعدادهای آنان بسیار موثر است.

 « موسیقی نه تنها تحول هوش موسیقیایی را ترفیع می‌دهد بلكه برای كودكان در اندوختن لغات، درك سمبلها، دریافت حسی از وقایع و خاطرات و همچنین آموزش شنیداری بسیار مفید است ». (گاردنر)                            

« تحقیقات نشان می‌دهد آموزش موسیقی در كودكان پیش از دبستان باعث افزایش استدلال زمانی – فضایی در آنان می‌شود» (راچر)

 دست آورد كیفی دیگر از برنامه آموزش موسیقی افزایش « حرمت خود » در كودكان است كه بعنوان پایه و زیرساخت در تمرینات كودكان درنظر گرفته می‌شود. پاسخهای ریتمیك به آوازها، بدن را بخوبی ذهن درگیر می‌كند. در میان كودكان كسانی كه بسختی درمورد خودشان صحبت می‌كنند و یا از مشاركت در تجربیات هنری سرباز می‌زنند ممكن است كه از درك جنبه حركتی و هیجانی فعالیتهای موسیقی لذت ببرند. از این رو تشویق كودكان به خلق موسیقی مخصوص خودشان تجربیات بیشتری را در ارتباط با آن می‌سازد. 

« حرمت خود در كودك با درك آواز خودش بعنوان یك فرد لایق در ارتباط است». 

 « هندریك » 

بدین ترتیب درحالیكه كودكان مشغول یادگیری هستند آنان تفكر من می‌توانم را بطور طبیعی درخود گسترش می‌دهند. 

« كودكان اغلب با شركت در فعالیتهای موسیقی احساس شایستگی می‌كنند. همینطور حركت در موسیقی تحول استعداد حركات بدنی را در كودك تشویق می‌كند». 

 « گاردنر »

انتخاب موسیقی برای كودكان پیش دبستانی می‌تواند به آنها در احساس موفقیت كمك نماید. پس می‌توان در مجموع گفت كه اگر تربیت شنوایی بدرستی انجام گیرد:

1-  حس زیبا دوستی و زیبا‌شناسی پرورش می‌یابد. 

2- روحیه تعالی جویی و كمال طلبی توسعه می‌یابد 

3- تلطیف روحی صورت می‌گیرد و شادی و نشاط ایجاد می‌كند. 

4- توانایی تمركز افزایش می‌یابد. 

5- دقت شنوایی و نظم ذهنی بیشتر می‌شود. 

6- حافظه شنیداری رشد می‌كند. 

7- هوش موسیقیایی توسعه می‌یابد. 

8- ذائقه شنوایی زیبا پسند می‌شود. 

9- آلودگی‌‌های صوتی در محیط كمتر می‌شود. 

10- تخیل تقویت می‌شود و تفكر توسعه می‌یابد. 

11- مفهوم درك زیبایی از شنیده‌‌ها عینیت می‌یابد. 

12-اگر اجرای موسیقی بصورت كارگروهی اجرا شود باعث تقویت روحیه جمعی می‌گردد. 

13- كار گروهی باعث ایجاد نشاط و آرامش هم در امر آموزش و هم در كار پژوهش می‌شود. 

14- تقویت مهارتهای اجتماعی، جسمانی، حركتی، زیبا شناختی و ذهنی را موجب می‌گردد. 

15- تقویت بنیانهای خانوادگی و اجتماعی از طریق كاركرد موسیقی ارتقاء می‌یابد. 

16- باعث تقویت بنیانهای ادبی و كلامی در زبان كودك می‌شود. 

17- باعث رفع اختلالات زبانی در كودكان دچار اختلالات تكلم و كودكانی كه در مراحل ابتدایی صحبت كردن هستند می‌شود. 

18- باعث رفع اختلالات حركتی و رفتاری دانش‌آموزان می‌شود. 

19-بسیاری از سوژه‌‌های اسطوره‌ای، ملی و مذهبی را می‌توان از طریق موسیقی برای كودكان متجلی كرد. 

20- تقویت و دامن زدن به فضای احساس پویای رقابت و مسابقه كه در نهایت به رشد كودك كمك می‌نماید.

موسیقی کودک

موسیقی کودکدر معرض موسیقی قرار گرفتن و شرکت فعال در خلق آن می‌تواند زندگی یک کودک را هم آنی، هم در بلندمدت غنا بخشد و در او خلاقیت و شکوفایی برانگیزد. ارزش‌های فرهنگی را به وی منتقل کند و به رشد جسمانی، فکری و اجتماعی او کمک کند. بعد از سال‌ها کاهش بودجه‌های مربوطه، مسئولان حوزه‌های آموزشی در آمریکا در ش‍ُرف بازگرداندن برنامه‌های موسیقی و سایر هنرها به مدارس هستند. در سال ۱۹۸۰ تنها در دو ایالت آموزش هنر برای فارغ ‌التحصیلی اجباری بود؛ اکنون در ۲۸ ایالت چنین است.
به نقل از سایت سوره تحقیقات نشان داده است که گوش دادن به موسیقی، اثرات مثبت کوتاه‌مدت و بلند‌مدت بر قدرت استدلال انتزاعی۱ دارد. معروف‌ترین این مطالعات به نام «اثر موتزارت»۲ است. در این بررسی دانشجویانی که به یک سونات پیانوی موتزارت گوش داده بودند، هشت نمره بالاتر از گروه کنترل در تست هوش کسب کردند. در مطالعات دیگر، مهارت‌های ذهنی کودکان پیش دبستانی و دبستانی، ‌پس از آموختن موسیقی‌، پیشرفت‌های محسوسی نشان داده است.
توجه دوباره به افزودن موسیقی به برنامه درسی مدارس همچنین متأثر از کار روان‌شناس معروف «هاوارد گاردنر»۳ است. این روان‌شناس در مطالعه مهم خود به نام «چارچوب‌های ذهنی»۴ محدودیت‌های مفاهیم سنتی هوش را به چالش کشیده است و توانایی‌های موسیقی را یکی از هفت مبانی هوش شناخته که باید پرورانده و تقویت شود.
رابطه یک کودک با موسیقی، قبل از تولد آغاز می‌شود. مطالعات نشان داده است که نوزادان در صورتی که در سه ماه آخر حاملگی به نغمه‌های موسیقی گوش داده باشند رفتارشان تغییر می‌کند. نوزادان به شدت۵ و نواک۶ صداها حساس‌اند و حتی عکس‌العمل‌های متفاوت به سبک‌های متفاوت موسیقی دارند. در اولین ماه‌های تولد، نوزادان، قدرت چشمگیری برای تشخیص نواک‌های مختلف دارند و در سه ماهگی، کودک می‌تواند نواک‌های مشخص را با دقت بسیار تکرار کند. حس نواک در کودک، همچنین در رشد قدرت تکلم او نقش دارد. این احساس، الگوی تکلم بزرگسالان را قابل فهم‌تر می‌گرداند. در آغاز، نواک‌ها و ریتم‌‌های مکالمه کودکانه که «به زبان مادر یا اولیا»۷ شناخته می‌شود، اغراق‌آمیز است.
پس از آن، خصوصیات تکلم عادی بزرگسالان را به خود می‌گیرد مانند وقتی که صدا در پایان یک جمله سؤالی اوج می‌گیرد. همچنین شناخت ساختارهای موسیقی که در فرهنگ او وجود دارد، در کودکی آغاز می‌شود. کودکان شش‌ماهه، قادرند که ارتباط‌های تونال را در طیف وسیعی از گام‌های موسیقی تشخیص دهند. این قدرت در مورد فرهنگ‌هایی که با فرهنگ خودشان تفاوت‌های عمده دارد هم صادق است. در یک سالگی این باز بودنِ ذهن کودک کم‌کم از بین رفته و انتظارات موسیقایی کودک با فواصل صوتی موسیقی فرهنگ خود او شکل می‌گیرد.
کودکان، تلاش‌های ابتدایی خود را برای آواز خواندن از هشت ماهگی هم می‌توانند آغاز کنند و از خود صداهای موسیقایی درآورند و تا دوازده ماهگی قدرت خود را برای تکرار الگوهای نواک مشخص نشان می‌دهند. تا هجده‌ ماهگی هماهنگی بین حرکات و ریتم و توانایی تکرار فواصل ملودیکِ به‌خصوص (در مقابل نواک‌های تکی)، رشد می‌کند. وقتی آواز خواندن واقعی آغاز می‌شود، ‌بین سال‌های دوم و سوم زندگی، ابتدا کلمات را می‌آموزد، پس از آن ریتم و سپس نواک. تا پنج سالگی، کودک صاحب رپرتوآری از آوازهاست.
بچه‌های کودکستانی می‌توانند نوعاً عبارات موسیقایی را تشخیص دهند و مفهوم سرعت۸ و پویایی۹ را می‌فهمند. (سرعت به معنای تندی یا کندی و پویایی به معنای قوت یا نرمی صدا).
هفت‌ساله‌ها تفاوت‌های نواک را حتی به کوچکی ۴/۱ پرده می‌توانند دریابند. بین سن پنج تا هشت سال حساسیتی نسبت به مفهوم مایه۱۰ (قطعه در چه گامی است) در او رشد می‌کند و همراه آن قدرت تشخیص تغییرات در هارمونی. همین حساسیت در او برای تشخیص مایه‌های ماژور و مینور ظهور می‌کند و کودک می‌تواند انتقالات گام‌ها در ملودی را تشخیص دهد یا فرودهای۱۱ ناتمام را مشخص کند. (منظور کادانسی است که روی درجه І گام تمام نمی‌شود.)
یک استعداد خاص در موسیقی که می‌گویند تحت تأثیر هم محیط و هم وراثت است، موضوع نواک تام۱۲ است، یعنی کودک قادر است که نواک دقیق هر صدا را تشخیص داده و به نوبه خود هر نواک را به دقت بازسازی کند بدون آنکه نواکی آغازین به عنوان نقطه مرجع داشته باشد. (به کسی که بتواند نواکی را با کمک نقطه عطف به‌خصوص بخواند، ‌که خود مهارتی به‌خصوص و باارزش است‌، نواک نسبی۱۳ می‌گویند.)
گرچه بسیاری از موسیقی‌دانان تربیت‌شده نواک تام ندارند، ولی تربیت موسیقی به رشد این استعداد کمک می‌کند و در میان موسیقی‌دانان حرفه‌ای متداول‌تر از مردم عادی است. تحقیقات اخیر نشان داده که نواک تام در خانواده‌ها ارثی است. محققان به دنبال مطالعه DNA بعضی از این خانواده‌ها هستند تا شاید ژن به‌خصوص آن را پیدا کنند.

یکی از بهترین راه‌هایی که پدر و مادر می‌توانند علاقه به موسیقی را در کودکان خود برانگیزند، آن است که خود نمونه مثبتی برای آنها شوند، عشق خود را به موسیقی نشان دهند، بچه‌های خود را از سنین بسیار پایین با موسیقی و کنسرت آشنا کنند و برای آنها و به همراه آن‌ها در منزل آواز بخوانند.

نوزادانی که در منزل موسیقی می‌شنوند اغلب حتی پیش از حرف زدن می‌توانند آواز بخوانند. از اول، والدین می‌توانند فرآیند آشنایی کودک را با موسیقی از طریق آواز خواندن برای او تقویت کنند.
نوزادان، ‌در همه جای دنیا‌، لالایی و آوازهای آرام دیگر را که دارای نواک محدود و الگوی ملودی ساده و تکراری هستند ترجیح می‌دهند. در اواسط سال اول می‌توان آوازهای زنده‌تری را بر آنها افزود و آوازهای سؤال و جوابی‌مانند
«Old McDonald» را با شرکت کودکان و حرکات موزون با آن‌ها خواند. آوازهای مورد علاقه بیشتر آنهایی هستند که اشعاری درباره حیوانات یا با صدای حیوانات دارند و یا به قسمت‌هایی از بدن اشاره دارند که می‌توانند همراه با ریتم آهنگ لمس شوند. آواز خواندن می‌تواند نوزاد را آرام کند و تسلط او را بر لغات تقویت کند. این کار می‌تواند همراه با انجام کارهای متداول در منزل و خانواده باشد.
نوزادان همچنین می‌توانند از گوش دادن به اسباب‌بازی‌های موسیقی‌دار و اسباب‌بازی‌های حیوانات که آواز می‌خوانند بهره بگیرند. بین سنین شش تا نه ماهگی می‌توانند با وسایل موسیقی به شکل اسباب‌بازی‌های کوکی بازی کنند.
در این مرحله کودک دوست دارد تا از صداها تقلید کند و با موسیقی حرکت کند. پدر و مادران نباید از اینکه کودک یک آواز را خارج بخواند یا ضرب مناسب را حفظ نکند نگران شوند.
این‌ها قدرت‌هایی هستند که بعدها رشد خواهند کرد. رشد موسیقی در کودکان می‌تواند به وسیله شنیدن انواع موسیقی به‌خصوص موسیقی زنده و موسیقی‌هایی که کودک دوست دارد تقویت شود. بازی‌های با موسیقی هم که شامل هم آواز خواندن و هم حرکت باشد، در همین جهت مؤثر است. در این مرحله کودکان همچنین می‌توانند از وسایل با ریتم ساده استفاده کنند. مانند زدن روی طبل یا سازهای کوبه‌ای دیگر، تکان دادن ماراکس واقعی یا خانگی (نوعی جغجغه) و به صدا درآوردن ب‍ِلز. برای کودکان در این مرحله می‌توان در تمام مدت روز، چندین بار آواز خواند حتی در درون اتومبیل.

کودکان پیش‌دبستانی می‌توانند بازی‌های زیر و بمی صوتی را انجام دهند و آغاز به شناسایی صدای سازهای مختلف کنند و با عکس‌های آن‌ها تطبیق دهند. اگر در منزل پیانو وجود داشته باشد می‌توانند با آن آغاز به تمرین کنند. بازی‌هایی که شامل دست زدن و حرکت هنگام موسیقی است و با حرکت موسیقی جلو می‌رود و می‌ایستد، در این سنین بسیار محبوب هستند.
در جریان یاد گرفتن و تسلط بر آوازها که در آن شعرخوانی فردی و آواز جمعی پشت سر هم می‌آیند، کودک به فرم‌های موسیقی آگاهی می‌یابد. کودکان پیش‌دبستانی همچنین می‌توانند حکایات کوچک درباره آهنگسازان و آهنگ‌های آن‌ها یاد بگیرند.
رویکردهای گروهی سیستماتیک مختلف برای آموزش موسیقی، که همگی از خارج آمده‌اند، در مقطع پیش‌دبستانی آغاز می‌شود.
معروف‌ترین آن‌ها، برنامه پرورش استعداد «سوزوکی» است، که به وسیله مربی ژاپنی به نام «شینیچی سوزوکی»۱۴ آغاز شد. این برنامه روشی است برای آموزش ویولن، که بعدها به آموزش پیانو و سایر سازها گسترش پیدا کرد. روش سوزوکی، ‌که بر پایه روش یاد گرفتن زبان مادری است‌، از طریق پیروی از قدم‌هایی که یک کودک زبان می‌آموزد، به او موسیقی یاد می‌دهد. در این برنامه، اول گوش دادن است و سپس تقلید و در مرحله آخر خواندن و نوشتن.
 کودک در آغاز به نوار قطعات موسیقی مورد نظر گوش داده و سپس آن ‌را حفظ می‌کند. پس از آن مطالعه مفاهیم موسیقی در درس‌های بعدی او گنجانده می‌شود.
پدر و مادران که هم در درس‌های خصوصی و هم در کلاس‌های دسته‌جمعی شرکت می‌کنند، در جلسات تمرین شرکت فعال داشته و هم‌پای کودکان خود یاد می‌گیرند. گروه‌بندی‌های دسته‌جمعی مرتب، برای اجرای موسیقی با سایر کودکان جزء جدانشدنی این برنامه است.
یک برنامه دیگر ژاپنی، برنامه پرورش موسیقی «یاماها»۱۵ است، که هم در موسیقی کلاسیک و هم موسیقی‌های عامیانه، زمینه‌های اولیه را در دسترس دانش‌آموزان قرار می‌دهد. کودکان بین چهار تا شش سال در کلاس‌های هشت تا دوازده نفره یک برنامه آموزشی دو‌ ساله را به‌تدریج و مرحله به مرحله دنبال می‌کنند و والدین در تمام فعالیت‌ها حضور داشته و کودکان خود را در منزل یاری می‌کنند. فعالیت‌ها شامل آواز خواندن و حرکات کامل جسمانی است که در طی آن مقدمات «کیبورد» را می‌آموزند ولی هیچ نوع آموزش پیانو یا سازهای دیگر صورت نمی‌گیرد.
یک برنامه دیگر «دال کروز یوریتمیک»۱۶ است که در کنسرواتوار موسیقی ژنو به وسیله «امیل ژاک دال کروز»۱۷ تدوین شد و تکیه آن بر حرکات جسمانی و خلاقیت است. کودک اصول اولیه موسیقی مانند ملودی، ریتم و دینامیک را از طریق حرکات طبیعی و یاد می‌گیرد. همچنین سیلاب‌های سلفژ (دو‌ـ‌ رـ می‌ـ فاـ سل‌ـ لاـ سی)، تربیت گوش و بدیهه‌نوازی روی «کیبرد» را همراه با sight- singing مطالعه می‌کنند. روش آموزش «دال‌کروز» از طریق برنامه‌های ویژه به طور معمول با همکاری مدارس موسیقی اجرا می‌شود.
موسیقی کودکبعضی معلمان خصوصی هم از روش‌های آن برای تدریس ریتم استفاده می‌کنند.
دو روش دیگر که هر دو به وسیله آهنگسازان معروف قرن بیستم اروپایی ساخته شده‌اند، وجود دارد که شامل استفاده از آهنگ‌های محلی به عنوان مقدمه‌ای به موسیقی هستند.
روش «کار مدرسه اُرف»۱۸، ‌که به وسیله آهنگساز آلمانی به نام «کارل اُرف»۱۹ در سال ۱۹۵۰ تدوین شد بر رقص و فعالیت‌های ریتم‌دار تکیه دارد و هم از آهنگ‌های محلی و هم از ساختارهای محاوره‌ای که از طریق آهنگ‌های کودکستانی و بازی‌های بچه‌ها ابداع شده است استفاده می‌کند.
 این روش همچنین با سازهای کوبه‌ای خاصی که توسط ارف توسعه داده شده و می‌توانند هم ریتم و هم ملودی به وجود آورند شناخته می‌شود. بسیاری از معلمان موسیقی در مدارس خصوصی و دولتی از روش‌های اُرف به عنوان قسمتی از کار تدریس خود استفاده می‌کنند.
آهنگساز مدرن دیگری که یک سیستم آموزش موسیقی به وجود آورد، «زُلتان ک‍ُدالی»۲۰ مجارستانی است و روش او که در سال‌های ۱۹۲۰ تدوین شده بود، در سال‌های ۱۹۶۰ به آمریکا معرفی شد. این روش که برای کودکان از سه سال به بالا ساخته شده است، هدف را رشد گوش دادن صحیح و حس ریتم کودک از طریق آواز قرار داده است و از آهنگ‌های کودکستانی و موسیقی محلی زادگاه کودک استفاده می‌کند. کودک از طریق آواز، خواندن و نوشتن‌ِ موسیقی را می‌آموزد و بعد از آن با استفاده از وسایل موسیقی آشنا می‌شود.
در کلاس‌های دبستانی می‌توان کودک را به کنسرت‌های مخصوص جوانان برد. در این کنسرت‌ها قطعه‌های کوتاه و متنوع اجرا می‌شود که توجه او را حفظ می‌کند و به طور محسوس کوتاه‌تر از اجرای آن قطعات برای بزرگ‌سالان است. همچنین کودکان می‌توانند از طریق گوش دادن به موسیقی در منزل و خواندن کتاب‌های کوتاه درباره موسیقی و آهنگسازان، شروع به آشنایی با انواع مختلف و دوره‌های موسیقی نمایند. پس از شش یا هفت سالگی آنها به رشدی می‌رسند که می‌توانند درس خصوصی با ساز را آغاز کنند.
وقتی که کودک مایل و قادر است که به تمرین با ساز و تکرار تمرین‌ها تن در دهد، تسلط بر مهارت‌های نوین هدفی عمده می‌شود. رشد مهارت‌های حرکتی ظریف ادامه یافته و باعث افزایش سرعت و فرزی آنها می‌شود و تا ن‍ُه سالگی توانایی کاربرد مستقل دست‌ها و نیز هماهنگی دست و چشم بهبود می‌یابد.
اجرا، ب‍ُعدی مهم به تجربه کودکان دبستانی از موسیقی می‌افزاید. بسیاری از کودکان به طور طبیعی از اجرا شاد می‌شوند. در این مرحله اگر والدین آنها را در سنین جوانی در این راه بیندازند از ترس‌های بعدی روی صحنه بودن در سنین بالاتر جلوگیری می‌کنند.
کودکانی که درس خصوصی موسیقی می‌گیرند می‌توانند در کنسرت‌هایی که معلمان یا مدرسه موسیقی آنها ترتیب می‌دهند بنوازند. همه کودکان می‌توانند در برنامه‌های آوازی یا سازی مدرسه، اجرا داشته باشند. سایر فعالیت‌ها مانند اردوگاه‌های تابستانی و فوق برنامه‌های مدرسه فرصت‌های مناسب برای اجرا یا شرکت در مراسم گروهی به وجود می‌آورد.
هنگامی‌ که جوانان به سن بلوغ می‌رسند، علایق به‌خصوص خود را در مورد موسیقی دریافته‌اند که اغلب شامل انواع موسیقی‌های رایج مردمی است. آن‌ها به طور معمول شروع به جمع‌آوری مجموعه موسیقی مورد علاقه خود می‌کنند. تلاش‌های والدین برای محدود کردن سلیقه موسیقی فرزندانشان در این مقطع مثبت نیست. همه سعی آن‌ها باید در جهت وسعت بخشیدن تجربه موسیقایی آن‌ها باشد نه محدود کردنشان. علاقه به انواع موسیقی می‌تواند هم‌زمان وجود داشته باشد و به طور مثال عشق به موسیقی کلاسیک یا جاز به‌خصوص وقتی همراه با آموزش و شرکت فعال باشد، تحت تأثیر علاقه به موسیقی راک قرار نخواهد گرفت.
نوجوانان می‌توانند به کنسرت‌های موسیقی کلاسیک بروند و در اجراهای گروهی مدرسه شرکت کنند. شرکت در ارکسترهای دانش‌‌آموزی، گروه‌های مارش یا ک‍ُر می‌تواند دیسیپلین، کار گروهی و مهارت‌های اجتماعی را ارتقا بخشد. تئاترهای موزیکال می‌توانند برجسته‌ترین کارهای مدرسه در سال شوند.
 این تئاترها تجربه‌های اجرایی باارزشی به نوجوانان می‌دهند. جوانان با علاقه‌ جدی در موسیقی کلاسیک می‌توانند در اردوگاه‌های موسیقی شرکت کنند، در رقابت‌های مدرسه یا سازمان‌های موسیقی وارد شوند، در فعالیت‌های موسیقی مذهبی شرکت کنند و به گروه یا انجمن‌های موسیقی ملحق شوند.

اگرچه کودکان می‌توانند در مدرسه تا درجات مختلف موسیقی یاد بگیرند ولی آموختن خصوصی یک ساز موسیقی، مهارت و ادراکی فراتر از درس‌های درون کلاس به آنها می‌دهد.
همچنین درس‌های خصوصی موسیقی باعث ایجاد اعتماد به نفس، دیسیپلین، توانایی استفاده بهینه از زمان و رشد ذهنی و مهارت عضلانی می‌شود. به علاوه درس خصوصی، کودک را از رشد عادات بد در نواختن سازها بازمی‌دارد. این عادات در مردمی که بدون سرپرستی معلم مبادرت به نواختن ساز می‌کنند به‌آسانی می‌تواند اتفاق بیفتد شروع درس‌های خصوصی بعد از عادات بد نواختن‌، ‌‌به‌خصوص در طولانی‌مدت‌، می‌تواند یادگیری اصولی را به طور جدی به تأخیر بیندازد. بنا به نوع ساز و روش آموزش، درس‌های خصوصی موسیقی می‌توانند از سه سالگی تا دوران دبیرستان آغاز شود. تحقیقات نشان داده است که روش آموزش از اهمیت کمتری نسبت به استعداد هنرجو، میزان تعهد او، روابط بین معلم و هنرجو و میزان تعهد و حمایت والدین برخوردار است.
کودکان می‌توانند یادگیری بیشتر سازهای موسیقی را در مقطع دبستان شروع کنند ولی نباید درس‌های آواز را قبل از سن بلوغ آغاز کنند. (برای دختران دوازده تا چهارده سال و پسران پانزده تا هفده سال) به دلیل تفاوت‌های فردی در رشد جسمی و ذهنی، مشخص کردن سن دقیق برای شروع آموزش موسیقی برای همه کودکان امکان ندارد. اما راهنمایی‌‌های کلی ممکن است. پیانو، ویولن و فلوت ریکوردِر می‌توانند در پایین‌ترین سنین آموزش داده شوند، اگرچه اندازه ویولن ۴/۱ یا ۴/۲ برای کودکان لازم است.
با استفاده از روش پیش‌گفته «سوزوکی»، کودکان می‌توانند یادگیری ساز را در سنین زودتری نسبت به روش‌های دیگر شروع کنند. امکان شروع روش سوزوکی از سه یا چهار سالگی وجود دارد که به دلیل چند ویژگی مشخص است. هنرجویان پیش از توانایی خواندن نت‌ها به کمک گوش آغاز به نواختن می‌کنند، والدین در درس‌ها و جلسات تمرین شرکت می‌کنند و هنرجویان بیشتر نواختن خود را در گروه انجام می‌دهند. به دلیل اینکه بیشتر انواع روش‌های آموزشی بر پایه خواندن ن‍ُت‌هاست، کودکان نمی‌توانند تا رسیدن به سن کافی برای شروع خواندن ن‍ُت‌ها، درس‌ها را آغاز کنند که به طور معمول این سن هم‌زمان با شروع خواندن و نوشتن در مدرسه است.
درس‌های معمولی پیانو و ویولن (اندازه ۴/۱ ویولن) به طور معمول در شش یا هفت سالگی می‌توانند آغاز شوند. یک کودک می‌تواند نواختن ویولن‌‌سل ۴/۲ را در هفت سالگی آغاز کند. یادگیری سازهای بادی چوبی و برنجی (فلوت، کلارینت، پیکولو، اُبوآ، فاگوت و ترومپت)، ‌که احتیاج به رشد ظرفیت ریه‌ کودک دارد، دیرتر آغاز می‌شود، به طور معمول حدود ده یازده سالگی است. یادگیری ترومبون و هورن فرانسوی حدود سیزده سالگی، گیتار آکوستیک در هشت یا نه سالگی، گیتار الکترونیک، چنگ و ویولا در یازده یا دوازده سالگی و کنترباس حدود سیزده سالگی می‌توانند آغاز شوند.
برای پیدا کردن معلم، والدین بایستی از والدین دیگر که کودکانشان درس موسیقی می‌گیرند و از موسیقیدان‌های محل اقامتشان، مثل معلم موسیقی مدرسه فرزندشان سؤال کنند. یک معلم مجرب بایستی مدرک موسیقی داشته باشد. عضویت در یک سازمان حرفه‌ای موسیقی محک دیگری بر معتبر بودن معلم است. با وجود این، ۷۳٪ آموزش‌دهندگان موسیقی، ‌حتی بسیاری از معلمان خوب‌، به این دو گروه تعلق ندارند. معلم باید مایل به توضیح اساس روش آموزش خود برای والدین باشد و روابط خوبی را با کودک پایه‌ریزی کند.
بزرگ‌ترین چالش در کار موسیقی، داشتن یک برنامه مرتب تمرین است؛ تمرین ساز بر پایه یک برنامه روزانه مرتب. بیشتر از هر فعالیت دیگر کودک احتیاج به دیسیپلین دارد. این تمرینات باید به طور مرتب بدون توجه به حال و هوای شخص، سایر برنامه‌ها یا داشتن یا نداشتن انرژی از سوی هنرجو دنبال شود.
تمرین موسیقی کاری تکراری در تنهایی است که به طور معمول احتیاج به زمان طولانی دارد تا نتایج محسوسی به دست دهد. تمرینات می‌توانند مؤثرتر انجام شوند اگر معلم نکات چگونگی تمرین را، نه فقط چه تمرین کردن را، به هنرجو بگوید. اگرچه تمرین موسیقی نباید به یک نیروی مداوم اصطکاک بین والدین و فرزندان تبدیل شود، والدین نیاز به ترغیب زیاد و تشویق منظم فرزندانشان دارند. مفید است که یک برنامه منظم تمرین برای کودک در نظر گرفته شود تا تمرینات جز جدانشدنی برنامه روزانه وی شوند.

تاريخ : پنجشنبه بیست و هشتم اردیبهشت 1391 | 12:2 | نویسنده : آوا |